تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
خديو جهان ، شاه قدسىنژاد * ز شفقت بدين‌گونه فرمان بداد كه رستم نبردان نصرت‌شعار * نمايند رجعت ز پاى حصار بدارند موقوف رزم و مصاف * نمايند شمشير كين در غلاف
غرض آنكه مادر نصير خان با فرمان امان مراجعت به محل خويش كرده ، پسرش را از نويد عطوفت و جان‌بخشى مستظهر گردانيد . مشار اليه نيز تكيه بر مروت پادشاه فتوت‌كيش نموده و با چند نفر از سركردگان معتمد ايل خويش ، پناه به درگاه خلايق اميدگاه آورده ، به وساطت مقربان پايهء سرير خاقانى ، سجدهء انفعال و پشيمانى به تقديم رسانيد و بعد از اداى كورنش و تسليم ، زبان عجز و انكسار به عذر از تقصير گشوده و اظهار اخلاص و بندگى نموده ، معروض داشت كه اگرچه من از راه تنگ‌حوصلگى و نادانى جرأت ارتكاب در مخالفت و نافرمانى كرده‌ام ، ليكن بىادبى من اختيارى نبوده است ، بلكه اولا به فريب شيطانى و ثانيا به اغواى برخوردار خان و ثالثا به سبب بدسلوكى و بىحسابى و تاخت‌وتاز طايفهء اچكزايى ايل مشار اليه بود كه سر از رقبهء اطاعت و انقياد پيچيدم و مصدر حرام‌نمكى و فساد گرديدم . بأىّ تقدير ، اكنون از كردهء خود نادم و پشيمانم و تعهد چنان مىنمايم كه من‌بعد به سخن احدى مرتكب تقصير نشوم و سر از ربقهء بندگى نتابم و از مسلك قويم عبوديت و سرافكندگى انحراف نورزم و مادام الحيات ترك جان‌فشانى و خدمت‌گزارى ننمايم . اما از فضل و كرم شاهانه اميدوارم كه بندگان اشرف به فحواى
« عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ »
، رقم عفو بر صفايح جرايم اين كمترين و رؤساى طايفهء بلوچيه كشيده از گناهان گذشته بگذرند .
« رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا »
چو تقصير بگذشته درخواست او * به عذر خطاها لب آراست او دعاى شهنشه به خود فرض كرد * همه مطلب خويش را عرض كرد خديو جهان ، خسرو عيب‌پوش * به عرضش ز روى كرم داد گوش همه مدعايش پذيرفت شاه * ز شفقت به گردون رساندش كلاه گناهش ببخشيد و بنواختش * ز فضل و ترحم سر افراختش نبردش به پاداش جرم آبرو * لب از سرزنش بست در گفتگو طريق بزرگى بر آن داشتش * كه در پايه مخلصان داشتش نمود از كرم شاه كشورگشا * به او خلعت مهر طلعت عطا يكى جيقه دادش جواهرنشان * كه هر دانه‌اش بد خراج جهان