تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
الى كوه آستانهء شاه‌مردان - كه مشرف بر قلعهء قلات بود - سنگر ساخته ، تفنگ‌چيان قدرانداز و كمان‌داران كارپرداز بلوچ را - كه در جنگ تير و تفنگ مشهور آفاق و در پهلوانى و نشانه‌زنى طاق مىباشند - به سنگرها نشانيده بود ، به مجرد ورود موكب نصرت‌نمود با جمعيت سواره و پيادهء خود از قلعهء قلات برآمده به استظهار ديوار حصار در مقابل يكه‌تازان عساكر فيروزىشعار ايستاد .
دو لشكر به توپ و تفنگ و خدنگ * نمودند آغاز پيكار و جنگ در آن گير و دار و در آن پيچ و تاب * شدى زهرهء شير از خوف آب ز غرّيدن توپ در روز جنگ * گريزان شد از كوه ببر و پلنگ
جنگ‌جويان طرفين و بهادران جانبين تا حين غروب آفتاب ، شعله‌افروز نيران حرب و جدال گشته مشغول رزم و قتال بودند و دست پيكار و جنگ از آستين نام و ننگ درآورده تا نماز عصر كوشش موفور نمودند . بعد از غروب آفتاب عالم‌تاب ، پادشاه مالك‌رقاب ، عنان اشهب اقبال را به جانب بارگاه جاه و جلال منعطف ساخته در سرادقات عاليات آسودند و روز ديگر كه پادشاه زرين‌كلاه مهر ، صمصام انتقام از نيام سپهر كشيده افواج ظلام را انهزام داد ، خديو بىهمال و خسرو بلنداقبال نيز تسويهء صفوف ظفر و ترتيب جنود شوكت و فر كرده ، با توپخانه و زنبورك‌خانه و ساير اسباب قلعه‌گيرى به عزم تسخير حصار رو به ميدان گير و دار نهاد . نظم
خديو جهان ، شاه نصرت‌پناه * روان گشت همراه خيل و سپاه به تائيد و توفيق پروردگار * به صد شوكت و عزّت و اقتدار برافراخت الويهء عاليات * روان شد به تسخير شهر قلات ز سمّ ستوران گيتىنورد * ز غبرا به چرخ برين رفت گرد ز انبوهى فوج نصرت‌پژوه * همى بود گاو زمين در ستوه سليمان بدين‌گونه لشكر نداشت * چنين دستگاهى سكندر نداشت
الغرض آن نيّر جهان‌افروز كشورستانى ، اطراف قلعه را به ديدهء بصيرت ديده سمت مغربى قلعه را الى كوه شاه‌مردان - كه منتهى زور قشون بلوچ بود و مكانهاى صعب داشت - به شاه ولى خان وزير و دستهء ظفرپيوستهء تحت او سپردند و مقرر فرمودند كه برخوردار خان از طرف شمالى و شاه پسند خان با توپخانه از جانب جنوب متوجه حرب و جدال شوند و هزبران بيشهء شهامت و مردانگى ، عبد اللّه خان ديوان‌بيگى و