مرجوع گرديد .
در بيان عزيمت خاقان ممالكستان به جانب ولايت بلوچستان و وقوع محاربات نمايان فيما بين سپاه اقبال و نصير خان و ظفرياب شدن ملتزمان موكب نصرتنشان بر گروه مخالفان
موكب ظفرفرجام كه در چهاردهم ماه ذيحجة الحرام ، داخل احمد شاهى شده بود ، سه روز در شهر مذكور توقف و روز چهارشنبه هجدهم ماه مزبور كوچ نموده به منزل ذاكر عزّ ورود بخشيد و در روز پنجشنبه نوزدهم رايات آفتاب شعاع از آنجا نيز ارتفاع يافته و طى منازل كرده در مرحلهء چهارم به منزل رباط رسيده ، در اين منزل به باريافتگان محفل ارم مشاكل عرض شد كه فيما بين نصير خان و شاهپسند خان چرخچىباشى عساكر فيروزىمآثر - كه قبل از ورود موكب اعلى حضرت ظلّ اللهى به احمد شاهى مأمور به تنبيه آن متمرّد و مقهور شده بود - محاربهء عظيم اتفاق افتاده و شاه پسند خان به قوت اقبال دشمنمال اين برگزيدهء ذو الجلال ، به آن باغى قريب النكال غلبه و استيلا يافته و او تاب مقاومت و طاقت استقامت نياورده ، از ضرب صدمهء سطوت سپاه نصرتشعار ، از معركهء رزم و پيكار فرار و با جمعيت خود در قلعهء قلات - كه محكمه و زاويهء قايمهء اوست - اقامت اختيار كرده است . بعد از رسيدن اين خبر ، شاهنشاه منصور و مظفر از موضع مذكور پيشتر رفته منزل منكوچر شش كروهى قلات را مقرّ كوكبهء نصرتاثر فرمودند .
چو از فضل و تائيد پروردگار * به منكوچر افتاد شه را گذار
در آنجا شهنشاه عالمپناه * بگفتا به نامآوران سپاه
كه اى شيرمردان نصرتقرين * بود نيت و عزم ما اينچنين
كه فردا سپه را ببينيم سان * بكوبيم از آن پس سر دشمنان
كنون بايد امروز تا وقت شام * جيوش ظفركيش را بالتمام
نماييد از امر ما باخبر * كه بيرون برآيند فردا سحر
چو از گفتگو شاه بربست لب * اميران خسروپرست از ادب
به سرها نهادند دست قبول * نكردند از حكم خسرو عدول
نمودند سركردهها را خبر * كه سان است فردا به وقت سحر
ببايد كه افواج حاضر شوند * همه صبح زودى به صحرا روند