به فلك الافلاك سود و خيام گوناگون بهادران و ملتزمان ركاب نصرتمقرون نيز رشكافزاى گلهاى كوه و هامون گرديده ، صفا بر صفاى شهر صفا افزود . روز ديگر كه نهم ماه ذيحجه و روز عرفه بود ، فرمانبران و خدمتگذاران به تهيه شيرنى و شيلان و ترتيب انجام عيد پرداخته ، محفل در كمال خوبى آراستند .
يكى جشن شاهانه كردند راست * مهيا در او هرچه انديشه خواست
اميران شايستهء كاردان * به خدمت نمودند محكم ميان
و در روز عيد قربان شترهاى كوهكوهان براى قربانى به اقسام تجملات گوناگون آراسته ، به درگاه عرش اشتباه حاضر ساختند و جاننثاران بارگاه انواع حلويات و تنقلات سرانجام نموده ، به كشيدن شيلان پرداختند . شهريار كشورگشا نماز عيد و آداب آن روز سعيد را ادا نموده و پيرايهبخش سرير عزّ و شرف گشته ، قدم بر بساط جهانآرائى نهادند و ابواب مسرت بر روى ارباب دول و مسكنت گشادند . بر يمين و يسار تخت فيروزبخت آن منظور انظار مرحمت پروردگار ، مقربان و خاصان نامدار هريك در جا و مقام خويش آرام قرار گرفته به فراخور قدر و منزلت جابجا در حضور فيض گنجور ايستادند .
شهنشه تكيه زد بر مسند ناز * به عشرت رنجسوز و گنجپرداز
فروزان از جبينش فرّ شاهى * زمين تا آسمان نور الهى
به گرد مسند عالمپناهش * جهانى از بزرگان سپاهش
به رسم بندگى استاده بر پاى * سر هريك ز رفعت آسمانساى
به حشمت هر يكى افراسيابى * سپهر برترى را آفتابى
ز فيض دولت صاحبقرانى * سراسر در نشاط كامرانى
زمانه برگ عشرت ساز كرده * فلك درهاى دولت باز كرده
نغمهسرايان خوشآهنگ و مغنّيان تيزچنگ ، به نغمات دلاويز و ترنمات شكرريز ، غمزداى خاطر مجلسيان گرديدند و فرّاشان چابكدست ، خانهاى حلويات گوناگون و تنقلات حلاوتمقرون به محفل همايون آورده بعد از آن شيلان از حد افزون بهجهت امرا و ساير الناس كشيدند .
پس از جشن ايام عيد الضحى * غلام نكوكار كشورگشا
امير فلكرتبهء ارجمند * قراول بگى سپه شهپسند
به تنبيه و تأديب و قمع نصير * مرخص شد از شاه آفاقگير