بركى را با فوجى از غازيان ركابى ، به صيانت حوالى و حواشى احمد شاهى روانهء آن سمت كرده ، مأمور به توقف شورابك فرمودند و ارقام قضافرجام به سرفرازى رؤسا و سرخيلان ايلات بريجى و ترينى و كاكرى و غيره احشام فرستاده اعلام نمودند كه در استوارى قلعجات و استحكام به سقناقات پشت به ديوار اطمينان داده ، رخنه در بنيان ثبات و قرار راه ندهند كه به عنايات پروردگار با دليران نصرتنشان ، مانند مهر گيتىفروز از ابلق شب و روز ، دو اسپه مرحلهآرا و جادهپيما گشته ، به سروقت خصم تبهروزگار مىرسيم .
به تنبيه و تأديب قوم بلوچ * ز كابل كنون مىنماييم كوچ
به تأييد پروردگار جهان * بجنبيم با لشكر بىكران
نمائيم آهنگ ميدان جنگ * بكوبيم فرق عدو بىدرنگ
و چون مقرر شده بود كه عساكر ظفرمآثر از اطراف و جوانب ، عزيمت ركاب سعادتانتساب نمايند و بر جناح استعجال راه مقصد بپيمايند ، لهذا در اين اوان سرداران و سركردگان سپاه نصرتپناه ، هريك با جمعيت خود رو به درگاه آسمانجاه آورده ، غبار بارگاه عرشاشتباه را كحل الجواهر ديدهء اميد نمودند و در ظل ظليل عاطفت خديو بلنداقبال ، مرفه الحال ، به فراغ بال آسودند . بعد از ورود غازيان منصور و سرانجام جميع مهمات و امور و انتظام كارهاى نزديك و دور ، اعلام فيروزىفرجام و الويهء فتح ارتسام ، به تاريخ بيست و سوم ماه ذى قعدة الحرام ، سمت ارتفاع يافته به جانب مقصد ، پرچم كشورگشايى و جهانآرايى گشود .
شه درّ درّان والاگهر * برآمد به پشت سمند ظفر
سپاهى به هم كرده چون كوه قاف * همه سنگفرسا و آهن شكاف
موكب اقبال به طالع بىزوال و بخت فرخندهمآل ، بر سبيل سرعت و استعجال ، طى منازل و قطع مراحل كرده ، طريق فتح و ظفر مىپيمود و چون روز گيتىافروز عيد سعيد قربان نزديك بود و اردوى كيهانپو تا روز مزبور به اشرف البلاد احمد شاهى نمىرسيد ، لاجرم اشارت سراسر بشارت از عرض راه صادر گرديد كه شيرينى و اسباب شيلان آن روز سعيد بهجت تمهيد را از احمد شاهى به شهر صفا آورده حاضر و موجود داشته باشند .
پس اردوى اعلى ، منزل به منزل وارد شهر صفا گشته به تاريخ هشتم ذيحجه در كنار حصار نزول اجلال نمود و در آنجا سرادقات اقبال و جاه ، همدوش آسمان ماه شده ، سر