با پاس مراتب محافظت و هوشيارى ، راه مقصد سر نموده سالما و غانما به الكاى پيشاور رسيد . بعد از عبور و مرور موكب منصور ، راگهو و ملهار سركردگان كفرهء پرغرور در ولايت لاهور توقف كرده ، مبلغى از زر و سيم كه مقصود آنها بود بهدست آوردند .
[ وقايع سال دوازدهم ]
وقايع سال فرخندهفال دوازدهم فرمانفرمايى اين لشكركش عرضهء جهانگشايى مطابق سنه 1171 هجرى نبوى موافق سال پارس ئيل تركى
در حينى كه موكب پادشاه فريدونفر جمشيداقتدار ، مانند ابر بهار سايهگستر به دار القرار قندهار بود ، شهريار خاورىانتساب آفتاب ، به تاريخ يازدهم ماه رجب المرجب 1171 موافق سال سعادت اشتمال پارسئيل تركى به مباركى و فرخندگى از خلوتكدهء حوت برآمده ، دولت محل حمل را به ميامين وجود نورآمود ، رونق موفور و زيب و زينت نامحصور بخشيد و نسيم فرحتآثار بهار به گلستان روزگار وزيده نوروز بهجتافزا ، غمفرساى خاطر پير و برنا گرديد .
بهار عالمآرا جلوهگر گشت * اساس ظلم دى زير و زبر گشت
طراوت يافت از نو باغ و بستان * شد از لطف هوا عالم گلستان
مقارن اين حال ميمنتمآل ، كيفيت فسادانگيزى غازى الدين خان در ممالك هندوستان و چگونگى شهادت عالمگير شاه رضوانمكان و خبر طغيان كفرهء ضلالتنشان و درآويختن آن گروه مغرور با سپاه منصور و حركت پادشاه خورشيدكلاه تيمور شاه از لاهور ، معروض حجاب بارگاه اقبال گرديد و جميع سوانح كه در ولايت مذكور به حيّز ظهور آمده بود ، كماكان به عرض ايستادگان محفل سعادتبنيان رسيد . نظم
به سمع شهنشاه والاتبار * رسيد اين خبرها چو در قندهار
برآشفت طبع مبارك چنان * كه پيچيد بر خود ز هول آسمان
برآورد سر شعلهء غيرتش * شده فرض بر ذمّت همتش
كه لشكر كشد سوى هندوستان * برآرد دمار از همه سركشان
نيران قهر و غضب دوزخ لهب قهرمان جلال ، التهاب و اشتعال يافته ، رأى جهانآرا - كه مرآت حقايق اشياء و آئينهء گيتىنماست - چنان اقتضا فرمود كه به تفضلات الهى از اشرف البلاد احمد شاهى نهضت نموده و عساكر نصرتمآثر را از اطراف و اكناف به