مباعدت پيشگرفته به اوطان خود مراجعت نمودند و اين وقايع و سوانح مفصل و مشروح در حضور آفتابظهور به وضوح پيوست . ارقام قضا نظام مهر لمعان به سرفرازى حاجى خان و ساير سركردگان ممالك تركستان شرف اصدار يافته مرسل گشت كه همگى ايشان به جمعيت خود به ام البلاد بلخ رفته ، حسب الصلاح و صوابديد نواب خان سردار به سرانجام امور دولت علّيه و انصرام دولت بهيه ، از صميم قلب و رسوخ اعتقاد جاهد و ساعى گشته و دامن خدمت و جانسپارى بر ميان همت بسته ، نوعى در قلع و قمع بنياد ارباب فتنه و فساد ، قيام و اقدام نمايند كه حسن مساعى ايشان در پيشگاه نظر خورشيداثر خديو بندهپرور ، جلوهگر تحسين گردد .
الحاصل بعد از رسيدن فرامين مكرمتآئين ، حاجى خان به اتفاق سركردگان مثال واجب الاتصال را زيب تارك افتخار نموده و عريضهء نياز به خاك پاى جواهرآساى مبارك نوشته ، روانهء دربار عالممدار ساخت . مفاد عريضه آنكه « ما بندهها بنابر بواعث چند از نواب خان خايف و هراسان و از كينهكشى او چون سيماب بر خود لرزان مىباشيم و از خوف پيش او جرأت رفتن نمىنماييم ، و لّا تبعيت حكم قدرتوأم صلاح حال و مال مىدانيم . » چون اين مضمون به جناب اقدس همايون معروض گرديد ، رقم مرحمتتوأم به نام سلالهء خاندان سيادت عطاء اللّه خان داروغهء عدالت صادر شد كه مشار اليه به مواعظ و نصايح نافع و حسن و قبح امور به طرفين فهمانيده و سوء خاتمت عناد و نقار دلنشين جانبين گردانيده ، بر آتش نزاع سردار و سركردگان اخلاصشعار ، آب صلح و صلاح بريزد و از غضب و سخط سلطانى تحذير و تخويف نمايد كه منبعد احدى هنگامهء ناسازگارى نهانگيزد .
القصه بعد از ارسال ارقام قضانظام ، راى جهانآراى خاقانى - كه دستور رموز سلطنت و جهانبانى است - چنان اقتضا فرمود كه قشلاق زمستان اين سال سعادتاشتمال را در ولايت احمد شاهى نمايند و پسر از انقضاى موسم شتا ، رايتافراز عرصهء اقليمگشايى گشته به هر سمت كه رأى صوابنما اقتضا نمايد نهضت فرمايند . لاجرم در هنگامى كه خسرو ثوابت و سيار از برج سنبله علم عزيمت افراخت و پرتو نزول به برج ميزان انداخت ، اعلى حضرت ظل سبحانى به همعنانى تائيدات ربانى و همركابى توفيقات آسمانى ، با امراى والاشان و خوانين سمو المكان و جيوش بحر خروش و بهادران كينهكوش ، از دار السلطنهء كابل الويهء عظمت و گيتىپناهى به جانب اشرف البلاد و
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 352
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٣٥٢