تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
نكول نيستى فرورفته ، سورجمل‌جات در عرضه آن نيست كه موكب اقبال به گوشمال او متوجه شود . اين فدوى صادق الاعتقاد به ميامن اقبال خداداد خديو با عدل و داد ، از عهدهء استيصال آن بد نهاد مىتواند برآمد . ان شاء اللّه تعالى در معدود الايام آن كافر بدفرجام را به تخويف و تحذير سالك مسالك اطاعت و انقياد مىسازم ، و الّا اساس زندگى او برمىاندازم . چون خان مذكور متعهد و متكفل آن مهم گرديد ، پادشاه تائيد سپاه ، هدايت‌بخش ، خلف عالم‌گير شاه و ميرزا بابر برادرزادهء آن والاجاه را از شاه جهان‌آباد طلبيده و به طريق توركى همراه غازى الدين خان كرده ، روانهء ممالك شرقى هندوستان فرمودند و خود هم‌عنان دولت و اقبال ، رايات جاه و جلال به‌سمت شهر شاه جهان‌آباد افراخته ، در عرض سه روز صيدافكنان و شكاركنان در خارج بلدهء مزبور نزول اجلال نمودند . عالم‌گير شاه - كه ملازمت آن حضرت را سعادت دارين مىدانست - مانند اقبال به استقبال شتافته ، كامياب مجالست و مصاحبت پادشاه سپهرمنزلت گرديد و مشمول انواع نوازشات و مورد عنايات و تلطفات گشته ، به مراد و مقصود خويش رسيد . خديو تاج‌بخش پادشاه‌نشان و خسرو سلاطين‌نواز دارا دربان ، خان خانان وكيل السلطنهء هندوستان و نجيب خان و غيره امراى عظيم الشان آن دولت شايان را به بندگى و خدمت‌گزارى عالم‌گير شاه مأمور نموده و شاه ابهت‌دستگاه و امراى ذى جاه را از حضور فيض گنجور مرخص كرده ، خود به فتح و نصرت از آن مكان حركت و كوس نهضت را بلندآواز نمودند . در اين هنگام ميمنت‌فرجام صبيهء محترمهء عليين آرامگاه محمد شاه پادشاه سابق هندوستان را به موجب استدعا و ترغيب ورثهء مرحوم مغفور مزبور ، به عقد ازدواج درآوردند و دامن آرزوى هواخواهان را پر از گوهر مقصود نمودند و رشته اتحاد دولتين را با اين وثيقهء انيقه محكم و مضبوط فرمودند . زوجات مكرمات محمد شاه فردوس آرامگاه نيز به وسايل وسايط التماس نمودند كه اين ضعيف‌ها را بنابر بواعث شتّى در اين ملك اقامت متعذر و معهذا به سبب مباعدت صبيهء رضيهء عاليه خاطر از بودن اينجا متنفر و متضرر است ، اميد از كرم شاهانه آن‌كه مقرر شود كه ما نيز در خدمت پردگيان شبستان سلطنت و جهانبانى و محتجبات تتق عظمت و كامرانى ، فيض‌ياب و سعادت‌اندوز حضور خاقانى بوده ، در پاى شمع انجمن خلافت و خسروانى جان‌فشانى مىنموده باشيم . از پيشگاه عظمت و جاه مسئول ايشان مقرون قبول و عرض آن
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 343 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى