احمدشاهى بيشتر تاريخ جنگها و لشكركشىهاست و در آن ندرتا از كارهاى ديگر مانند عمران و آبادانى - چنانكه احداث شهر احمدشاهى و يا استحكام حصار و ديوار كابل - خبرى درج مىشود .
بههرحال ، او بنيانگذار يك حكومت جديد است . اشتغال به جنگ و فرونشاندن مخالفتها و خنثى كردن توطئهها در بدايات كار امرى قابل تصوّر و ادراك است ، اما استغراق بيست و شش سال يا كمتر از آن در كار جنگ و جدال پرسشى است كه بايد بدان پاسخ گفت .
گسترش قلمرو فرمانروايى در فرصت مساعد دوران حكومت او در هند و ايران امرى چندان متعسّر نبود ، اما دشوارترين كارها در اين گسترش قلمرو ، نگهدارى سرزمينهاى مفتوحه بود .
سپاهيان خود او كه مركب از دستههاى خاصه و هميشه كشيك و در شمار سربازان دايمى بودند ، به تعدادى نبودند كه بتواند آنان را با حاكمان جديد ، كه در نواحى گشوده شده منصوب مىكرد ، بگذارد . اكثريت سپاه او از افراد قبايل و رؤساى آنان تشكيل مىشد كه نه تاب ماندن در سرزمينهاى دوردستى مانند هند داشتند و نه ميل باطنى در كار بود و نه توانايى آنكه بتوانند با تدابيرى سرزمينهاى فتح شده را نگهدارى كنند . بهنظر مىرسد همراه با احمد شاه رفتن و با غنايم بسيار بازگشتن را دوستتر مىداشتند . براساس همين عادت ، حتى آنگاه كه احمد شاه مصمّم به ديرتر ماندن و بيش از موعد بازگشت معين در هند توقف كردن مىشد ، با فرار يكى دو تن از سران و افرادش و بازگشتن به اوطان ، بقيه نيز آشكارا يا نهانى سپاه و اردوى او را ترك مىكردند . احمد شاه حتى با گذاشتن پسرش تيمور در لاهور نيز نتوانست بر اين دشوارى فايق شود . از سوى ديگر هر توقف طولانىتر او در هند يا ايران ، بهويژه اگر مانند يكى دوبار همراه با موفقيت هم نبود ، به ضعف او تأويل مىشد و مخالفان او در قندهار علم مخالفت مىافراشتند و گاه افرادى مانند حاجى خان باركزيى اعلان پادشاهى مىكرد و به نام خود سكه مىزد و يا مانند برادرزادههايش ، لقمان خان و عبد الخالق خان - كه دومى موفق شد سليمان ميرزا را از قندهار بيرون كند - عقبه و دار الخلافهء او را تهديد مىكردند و ناگزير بايد كار را ناتمام بگذارد و به قندهار بازگردد . هر خبرى و واقعهاى از اين دست البته ديگر مخالفان داخلى او را نيز به طغيان تشويق مىكرد ، چنانكه در تركستان اتفاق افتاد . وضع مخالفان او در هند و ايران با شنيدن اين خبرها روشن است . اين حوادث و تكرار آن نشان مىدهد كه احمد شاه بر خلاف اقتدار نظامىگرىاش ، در كشوردارى و ضبط و ربط قلمروش از آن اقتدار بهرهمند نبوده است .
سياست او در ادارهء قلمروهاى مفتوحه ، تفويض كردن ادارهء مناطق و ولايات و نواحى به
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 33
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٣٣