محافظان و سركردگى يا قائممقامى نيروهاى افغان و مخصوصا افراد ايل درّانى ، در دورهء حكومت نادر شاه ، از وى مردى دانا و آگاه به رمز و راز سپاهيگرى و لشكرآرايى ساخته بود .
در جنگهاى بزرگ ، او خود شخصا اداره جنگ را برعهده مىگرفت . آرايش سپاه و نقشهء جنگ را خود او در دست داشت و پيش از آغاز جنگ وظايف هريك از سران سپاه و دستههاى آنان را تعيين مىكرد و دستور اكيد صادر مىكرد كه بدون فرمان او وارد معركهء كارزار نشوند . مواضعى كه براى افراد و سركردگان تعيين مىكرد ، چنان بود كه گويى آنچه را كه در حين جنگ اتفاق خواهد افتاد از پيش مىبيند . بسيارى اوقات خود او به دستهها سرمىكشيد و گروهها و افرادى را مأمور تقويت مواضع ديگر مىكرد . اگر هم در قلب سپاه حضور داشت ، به مجرد مشاهدهء فشار دشمنان بر جناحى از سپاهش ، دستورات لازم جهت تقويت و پشتيبانى صادر مىكرد . گاه خود با افرادى كه پيوسته در ركاب او بودند به جنگ مىپرداخت . آشنايى او با سرزمين هند و شيوههاى جنگ آنان موجب شده بود كه با وجود كمى عدد سپاهيان بر گروههاى بزرگ فايق مىآمد . آنگاه كه گروههايى را مأمور نبرد در جاهايى مىكرد ، دستورهاى لازم را به آنان مىداد و جوانب احتياط را مراعات مىكرد . فرماندهانى كه با راه و رسم او آشنا بودند و فرامين او را مراعات مىكردند ، پيروزمند بودند و آنانى كه خود ابتكارى به عمل مىآوردند و احيانا به تعقيب گريختگان مىپرداختند ، در تلههاى نظامى مخالفان مىافتادند و شكست مىخوردند . نهتنها سپاهيان خود او با وجودش قوىدل بودند ، بلكه متحدان او نيز هنگامى كه او فى المثل در هند بود با جرأت و جسارت بيشترى مىجنگيدند . هندوان نيز هرگاه خود او حضور داشت به گونهاى ديگر مىجنگيدند و از توانايىهاى او در هراس بودند و هرگاه به قندهار بازمىگشت ، با جسارت و جرأت بيشترى بر حكام و فرماندهان او مىتاختند ، چنان كه تيمور شاه فرزند او را به همه نيرويى كه در اختيار داشت به آسانى از لاهور برآوردند و به پيشاور افكندند ، هرچند در اين عمل بخشى از قصور متوجه سرداران و سركردگان همراه او نيز هست . بههرحال غيبت او همواره حادثهساز بود . بههمين لحاظ هنوز دمى به آسودگى در قندهار يا كابل برنياورده ، مجبور مىشد دوباره به هند بازگردد .
با آنكه اغلب زمستانها را به قصد اشراف بر اوضاع هند در پيشاور قشلاق مىكرد تا قرب فاصلهء او با هند ، مخالفان را بترساند ، ولى آن قاعده همواره مراعات نمىشد . آوازهء آمد آمد و بازگشت او به هند ، مخالفان را عقب مىراند . از يك منظر ، تاريخ بيست و شش سالهء حكومت او عمدتا در سفرها و لشكركشىهاى هند و ايران سپرى مىشود و شايد به همين لحاظ تاريخ
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 32
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٣٢