تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
است . وزيران آنان پيوسته در حال عزل و نصب اين و آن‌اند و براى كسب اقتدار با نيروهاى كثير العدد هندو مانند جات‌ها و مرهته‌ها و سيك‌ها در اتحاد . در اين‌سوى نادر شاه افشار به دست سرداران خود كشته مىشود و فرزندان او معدوم و يكى مانند شاهرخ كه زنده مىماند از بينايى محروم مىشود . خوانين قبايل و رؤساى اقوام شاهرخ را دستاويز قدرت مىكنند و گاه او را عزل و گاهى نصب مىكنند و در ميان خود نيز جنگ و جدال دارند . احمد شاه با آمدن به خراسان و سركوب رؤساى قبايل حكومت را به فرزند ولىنعمت خود نادر شاه افشار مىسپارد و او را مجددا در چنگال آن خوانين مىگذارد ، چنان‌كه با قيام‌هاى بعدى مجبور مىشود مجددا به اين‌سوى بيايد و حكومت او را بار ديگر تأييد كند . اين عمل او را حق‌شناسى و جوانمردى دانسته‌اند كه از يك منظر درست است ، ولى تمامى آنچه را كه مىتوانست انجام دهد نداد يا نمىتوانست ، نمىتواند توجيه كند . آنچه كه به‌طور نمونه ذكر شد و همه آن چيزهاى ديگرى كه از بيم درازى سخن ناگفته مانده است ، نيازمند تحقيق و بررسىهاى مجدد با استفاده از منابع و مآخذ و اسناد ديگر است . هرچه باشد و نباشد ، اين تاريخ ، تاريخى است كه به دستور احمد شاه نوشته شده است و ناگفته روشن است كه تاريخ‌هايى از اين دست چگونه نوشته مىشود و بايد و نبايدهاى آن‌ها كدام است و حد و مرزهاى گفتن و نوشتن و ناگفتن و ننوشتن كجاست . به‌نظر نگارنده محمود حسينى نيز در آن پايه از مهارت و دانش نيست كه به مدد الفاظ و كلمات بتواند اشارت و نكته‌آفرينى كند و در حديث ديگران سرّ دلبران را بازگويد . تفصيل و تفسير و تحليلى كه محمود حسينى از حوادث و رخدادها و احوال و اقوال سران و سرداران و خوانين خراسان و حوادث هند و دربار شاه جهان‌آباد ( دهلى ) و سند و ملتان و لاهور و سرهند و كشمير ارايه مىكند ، با آنچه كه از قندهار و كابل و هرات و بلخ و تركستان بازمىگويد ، آشكارا تفاوت دارد . آيا اين تفاوت به دليل همان حد و مرزهايى است كه او ناگزير به مراعات آن بوده است ؟ اطلاعاتى كه از اين دو ناحيه در اين برهه زمانى به‌دست داده است براى اهل تحقيق در تاريخ اين نواحى بسيار سودمند است . به سخن ديگر تاريخ احمدشاهى به گونه‌اى تاريخ بخشى بزرگ از هندوستان و ايران ، مخصوصا خراسان ، در فاصلهء 1160 - 1186 هجرى نيز مىباشد . * * * سيماى احمد شاه در اين كتاب سيماى فرمانده و لشكركشى مجرّب و تواناست . اندوختهء تجارب او در همراهى با نادر شاه در سمت‌هاى مهم نظامى از قوللر آقاسىگرى يا فرماندهى