تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
چهره‌اى كه قلم محمود حسينى از او ترسيم مىكند ، چهره‌اى دلپذير نيست ، توطئه‌گر ، مزوّر و فريبكار است . تنها اشارتى كه در كتاب مىيابيم اين است كه شاهزاده سليمان فرزند ارشد احمد شاه داماد اوست و او على الظاهر در پى آن است كه اين فرزند را برجاى پدر بنشاند و بدين‌گونه وليعهدى تيمور شاه را ناديده بگيرد . به‌هرحال در روزگار احمد شاه تا پايان كار در كنار اوست و قباى وزارت بر تن دارد . از قرار نوشتهء محمود حسينى ، عزل او نيز به خواهش تيمور شاه انجام مىشود ، ولى نصب دوبارهء او به منصب وزارت از سوى احمد شاه با شفاعت تيمور شاه صورت مىگيرد . به‌نظر مىرسد عوامل ديگرى علاوه بر اين عامل بايد در كار بوده باشد . آنچه كه محمود حسينى درباره اختيارات بىحدوحصر و مراتب قربت او نزد احمد شاه مىگويد ، نبايد از ديده نهان ماند . اختيارات او اختيارات يك وزير است و نه بيش از آن . شاه ولى خان به خوبى مىداند كه از اين اختيارات چگونه استفاده كند كه معارض با قدرت احمد شاه نباشد . ولى در صحنهء رقابت‌هاى خوانين و سران قبايل ، درك درست اين اختيارات به آسانى ميّسر نيست . اين است كه كمر به عزل او بسته مىشود و مدتى از وزارت مىافتد و دوباره منصوب مىشود . در تاريخ احمدشاهى پايان كار او به تاريخ تيمورشاهى حوالت مىشود . شاه ولى خان كاردان و توانا در دوره احمد شاه به گناهى كه به او نسبت داده مىشود مواخذه نمىشود ولى در دورهء تيمور شاه به اين جرم به سرنوشت حسنك وزير مبتلا مىشود . يكى از مباحث مهم در اين كتاب ، جنبه‌هاى دينى لشكركشىهاى احمد شاه به هندوستان است . ظاهرا مورخ او محمود حسينى با وجود يادآورىهاى گذراى اين جنبهء دينى ، اهميت چندانى به اين صبغه نمىدهد . اگر از بازمانده‌هاى سلسلهء گورگانيه حمايت مىشود و با وجود ضعفى كه در آنان به سبب كهولت سن و حداثت و جوانى و كارناديدگى هست ، از نظر مورخ جنبه دينى و اخلاق صرف دارد و رنگ جوانمردى و تاج‌بخشى احمدشاهى ، نه گسترش قلمرو فرمانروايى و نه كسب درآمدهاى سرشار و غنايم بىشمار و نه سرگرم شدن سران و سرداران و افراد و اتباع آنان به اين غزوات و تقسيم غنايم ! رفتار احمد شاه در دو سوى قلمرو حكومتش ، ايران و هند ، رفتارى مشابه است و موقعيت زمانى تاريخى نيز همسان . پادشاهان بزرگ گورگانى رفته‌اند و قلمروى بزرگ براى جانشينان ضعيف پير يا جوانان نورس به ارث گذاشته‌اند . اختلافات داخلى ميان آنان چه در دربار و چه در بيرون دربار ، با حاكمان محلى مسلمان و سلسله‌هاى خرد و بزرگ آنان و چه با نيروهاى غيرمسلمان ، مانند مرهته‌هاى دكنى و سيك‌هاى سند و پنجاب ، اوضاع را درهم و برهم كرده
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 30 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى