تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
شب‌هنگام در پرتو روشنايى چراغ گازى ، تا آنجا كه امكان داشت به ويرايش متن و اعمال برخى از احكام ويرايش و تعيين اعلام با سه رنگ پرداختم و در واقع يك جلد از آن‌دو جلد بدين‌گونه سامانى يافت و بقيه كارها ماند ، تا آن‌كه دوباره به تهران بازگشتم و در فراغتى كه اينجا به سبب عدم اشتغال به درس پيش‌آمد ، كار تا آنجا رسيد كه به استخراج فهارس چندگانهء كتاب و نوشتن اين مقدمه بپردازم تا اگر خواست پروردگار باشد اين منبع ارزشمند ، تاريخ احمدشاهى ، به زيور چاپ آراسته گردد و مشتاقان و علاقمندان در اختيار گيرند و با حوصله و دقت مطالعه و تحقيق كنند . از آنجا كه اين كتاب از منابع و مآخذ مهم دورهء احمد شاه ابدالى به‌شمار مىرود و بايستهء چاپ تمام كتابهاى مرجع آن است كه فهارس راهنماى آن با دقت تهيه شود و على الخصوص آنچه كه به افراد و اشخاص مربوط مىشود و در سراسر كتاب پراكنده است نه‌تنها با قيد صفحات ، بلكه به صورت توصيفى با استخراج نكات مربوط به آنان تنظيم گردد تا استفاده آن براى محققان و پژوهندگان آسانتر باشد و در وقت آنان صرفه‌جويى شود ؛ اين مهم را با همه دشوارىاى كه داشت با كار شبانه‌روزى ده تا پانزده ساعت در مدت هفده روز انجام دادم . اميدوارم در پيشگاه اهل تحقيق و جويندگان ديگر مقبول افتد و كسانى پيدا شوند كه عين كار نمايه‌سازى توصيفى را در مورد كتاب مستطاب و ارجمند « سراج التواريخ » علامه فيض محمد كاتب و مجلدات « افغانستان در مسير تاريخ » و « افغانستان در پنج قرن اخير » نيز انجام دهند تا ان شاء اللّه با اين كار درهاى تحقيقات جدىتر و ريزبين‌تر در باب تاريخ كشور و همه افرادى كه به نحوى در آن كتابها نام و كردارشان گزارش شده است ، گشاده گردد . اطلاعات نگارنده دربارهء نويسندهء كتاب « تاريخ احمدشاهى » محدود مىشود به آنچه كه خود او از خويش در اين كتاب به دست داده است . محمود حسينى منشى از سادات جام بوده است و پدرش ابراهيم نام داشته است و چنان‌كه در آغاز اين مقال گفته‌ام ، او با قاطعيت از نوشتن دنبالهء تاريخ و بيان پايان كار شاه‌ولى خان و سوانح شاهزاده سليمان در تاريخ تيمورى سخن مىگويد . اين‌كه او چند سال ديگر در قيد حيات بوده است و موفق به نوشتن آن تاريخ شده است ، روشن نيست . در پايان تاريخ احمدشاهى قصيده‌اى بدون بيت مطلع كه شصت و دو بيت دارد و از سروده‌هاى فرزند او محمد اسماعيل مىباشد ، درج كرده است . از اين معلوم مىشود كه فرزند او نيز با پدرش در قندهار ساكن و مانند پدر اديب و شاعر بوده است . نكات گفتنى بسيار ديگر هم هست كه به سبب درازدامن شدن مقدمه از آن صرف‌نظر