ذكر ورود پادشاه والاپايگاه عالمگير شاه به درگاه آسمانجاه و مفوض شدن سلطنت هندوستان به آن والاجاه و دخول خاقان والانژاد به شهر شاه جهانآباد
بعد استسعاد غازى الدين خان به سعادت تقبيل قوايم سرير عرشنشان ، رايات فرّ و شان از حوالى نريله به اهتزاز و باغ شالهمار ، از استقرار اعلام بهار ارتسام خرمىطراز آمد .
چشم شكوفهء بادام را تماشاى بهارطرازى كوكبهء و الا ، بلندنظر و ديدهء نرگس را مشاهدهء قبهء زرين و سيمين خيام نصرتتزئين ، حيرانى اثر كرد . سبزه از فيض قدومش به سبزبختى علم گرديد و درخت و شجر از فيض نظريافتگى شاه ابرنوال ، برگ و بار تازهرويى بر سر هم چيد . از بيم قهرش چشم لاله پرخون و به اميد رحمتش خرمى گل روزافزون شد . زبان سوسن وقف ثنا و چشم نرگس سرمهاندوز ضيا . چون خسرو بهار دستگاه به باغ درآمد نكهت گل به استقبال برآمد ، سبزه به پابوس مشرف و به هزار زبان به ثناخوانى موظف گرديد .
چمن از مقدمش در زيب و آئين * خيابان شد ز پابوسش بهارين
در همين اوان ميمنتنشان و زمان سعادتتوأمان كه باغ شالهمار مقر كوكبهء ظفرآثار بود ، خسرو والاجاه ، عالمگير شاه ، به تاريخ روز پنجشنبه هفتم ماه جمادى اول به اميد فضل و كرم اين خديو تاجبخش فلكرخش ، با جهان جهان شوق و عالم عالم آرزومندى ، روى نياز به درگاه شاهنشاه سلاطيننواز آورده متوجه اردوى كيهانپو گرديد .
به انهاى پيك سعادتاثر * چو آمد به اردوى شه اين خبر
كه بهر قدمبوس شاه جهان * روانه شده شاه هندوستان
شه تاجبخش سليماننگين * به فرمانبران داد فرمان چنين
كه نامآوران ركاب ظفر * وزير و خوانين نصرتاثر
به همراه خيل ظفرانتما * روند اين زمان جملگى پيشوا
وزير و امرا حسب الحكم و الا به استقبال رفته پادشاه هندوستان را كه بيم و اميد و خوف و رجا سر تا پايش را فروگرفته بود ، در خيام عيوق التيام آوردند .
به صد عزّ و شان شاه هندوستان * درآمد به خرگاه شاه جهان
چو بگرفت يك ساعت آنجا قرار * برآمد ز خلوتسرا شهريار