نكوهيده و خسيسرتبه و فريبخورده و . . . محمود حسينى نيز مانند بسيارى از اسلاف خويش با موافقان ممدوح و حاكم - كه ولىنعمت شمرده مىشود - موافق است و به هنگام گزارش كارهاى آنان با حفظ ساحت ولىنعمت ، سر آنها را از عرش برمىگذارند و با مخالفان مخالف و در اين مخالفت ، آنان را كافرنعمت و حقناشناس و منافق و مزوّر و سركش و طاغى و واجب القتل و . . . مىداند .
با چنين ديدگاهى ، نويسندگان اين تاريخها ، ساحت ممدوح و ولىنعمت خويش را از انتساب هرگونه ضعف و سستى و آنچه وهن شمرده مىشود ، بدور مىدانند و به جاى آنكه در پى يافتن علت اساسى مثلا طغيانها و عصيانهاى اين و آن باشند و يا شكستهاى احتمالى را ريشهيابى و نقد كنند ، آنها را به گونهاى توجيه مىكنند و حقايق را با اين توجيهات مىپوشانند .
بهطور كلى اينگونه نويسندگان تاريخ ، از تاريخنويسى و انشاءپردازى اين نكته را به درستى دريافتهاند كه چه چيزهايى را به قيد كتابت دربياورند و چگونه بنويسند و چه چيزها را ننويسند و يا در صورت ناگزيرى چگونه بنويسند تا خاطر ممدوح و ولىنعمت مكدر نشود .
تاريخ اگر تحريف شد و يا اعمالى به نادرستى توجيه شد ، اهميتى ندارد !
نگارنده به هنگام تصحيح و يادداشتبردارى از تاريخ احمدشاهى ، مخصوصا به هنگام بازخوردن به وقايع و رخدادهايى كموبيش مشابه با آنچه در تاريخهايى همچون تاريخ مسعودى ابو الفضل بيهقى آمده است ، ناخودآگاه به ياد سخنان او و ديدگاهايش در باب نوشتن تاريخ و شرايط تاريخنويسى افتاده است و درود بىپايان نثار روح آن بزرگوار كرده است .
لقمان خان فرزند ذو الفقار خان ، برادرزادهء احمد شاه را به گونهاى با امير محمد و آنچه بر او گذشت مقايسه كرده است و به اين سخن آن نامبردار گوش فراداده است كه محمد و مسعود دو شاخاند از اصل محمودى و هر وهنى كه به او برسد به آن اصل بزرگ بازمىگردد ؛ و شكست مسعود را در دندانقان مرو ناخودآگاه با شكست احمد شاه در خراسان و ناگشوده ماندن نيشابور برسنجيده است . اگر در آنجا باروبنهء بسيار سلطان و ترياك خوردن و خفتن او ، آن واقعه را در پى داشت ، در اينجا عدم تدبير درست ، چندين هزار تن را در سرماى كافرقلعه و امواج هريرود به كشتن داد . نه در كشته شدن لقمان خان ، خان خانان ، اشارتى از آن دست كه در تاريخ بيهقى مىخوانيم وجود دارد و نه حتى كوچكترين ذكرى از اين تلفات سنگين در آن زمستان سرد در كافرقلعه و هريرود ديده مىشود .
در اين تاريخ ، نهتنها علت قيام و مخالفت نور محمد خان عليزيى و ميانداد خان
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 28
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٢٨