تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
سرانجام‌پذير گردد ، بهتر از آن‌كه تفنگ قيامت‌آهنگ بر سر شور آيد و شمشير اژدردم ، دهان به خون‌ريز گشايد و عالمى را عرضهء تلف نمايد . لهذا قريب دو ماه در ولايت عرض راه مكث و درنگ فرمودند و به انتظار ايلچى و اطلاع ماهيات آن حدود و به تأمل و تأنى طى شوارع مىنمودند ، تا آن‌كه بعد ورود جنود مسعود ، به ساحت ارجمند در سرهند ، غازى الدين خان از خواب غفلت درآمده به ته كار وارسيد و فهميد كه قوت معارضه با لشكر قيامت‌اثر بالقوهء او نيست و طاقت مقابله با چنان افواج سطوت‌امواج ناچار قلندر خان درّانى را با رضا قلى خان نامى - كه از مردم جام خراسان است - از طرف پادشاه خود به رسالت مرخص نمود و نامهء يك‌جهتى شمامه از زبان عالم‌گير شاه به جانب حضرت اعلى و مراسلهء مخلصانه از جانب خود به وزير اعظم دستور معظم ، شاه ولى خان مرقوم و مرسول ساخت و به تقبيل فرمان اشرف مستدعى انصراف و انعطاف عساكر گردون‌مآثر گرديد و بناى مكر و احتيال گذاشت كه شايد به فريب و تأويل و خدع و تسويل مراجعت عساكر فتح‌آيت صورت گيرد و در لباس بندگى و اخلاص آن مكار ، كار خود را از پيش برد . نقل مراسلهء پادشاه هندوستان « تا ابلق خوش‌عنان ليالى و ايام و اشهب عنبرفام شهور و عوام ، در گرم‌جولانى و سبك‌عنانى بىاختيار است و قطب آسياى فلك در سكون و اصطبار ناچار است ، آن اورنگ‌آراى سلطنت و سريرپيراى دولت ، مظهر تائيدات الهى ، مورد بركات نامنتهاهى ، زين دودمان عزّ و علا ، خاصهء خاندان مجد و اعتلا ، مهر سپهر بختيارى ، سپهر مهر كامكارى ، شمع فروغ‌افزاى بزم مخالصت و مصادقت ، چراغ شبستان موالفت و موافقت ، گوهر تاج دولت و اقبال ، خورشيد مشرق عزّ و جلال ، مروّج قوانين دين متين ، قامع بنيان كفرهء ضلالت‌آئين ، از تصاريف دهر ناهنجار و تقاليب سپهر بىمدار ، در حفظ پروردگار مصون و محروس بوده ، جالس سرير خلافت ابدى و قاعد اورنگ سلطنت سرمدى باد ! بعد طى تكلفات عرفيه و تصلفات رسميه و شرح مراتب صدق و صفا و اظهار مراسم مودت و ولا ، منكشف ضمير بيضانظير مىگردد : نامهء نامى و صحيفهء گرامى - كه لخلخه‌ساى مشام اتحاد و عطر پيراى دماغ محبت و و داد بود - در حينى كه نسايم بهارستان افضال واهب متعال طراوت بخش‌رياض خاطر يك‌جهتى مآثر داشت ، به