تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
و خذلان شده‌اند ، تمام ساخته و آن جماعه را به طعن سنان جان‌ستان از پيش برداشته و خاطر از اين مهم واپرداخته ، به جانب شاه جهان‌آباد راه‌پيماى صدق و سداد گردد و غازى الدين خان مكرآئين را به تك‌تك پا متنبه نموده به اتفاق سردار مومى اليه به تسخير شاه جهان‌آباد پردازد و آن مصر جامع را مهبط انوار عدالت سازد .

در بيان ورود رضا قلى خان ايلچى پادشاه هندوستان به اتفاق قلندر خان درّانى و گذشتن مكتوب پادشاه هند از نظر فيض‌اثر خاقانى

در اوراق سابق سباق تحرير و سياق تقرير يافته كه ايرج خان ، ايلچى هندوستان ، به اتفاق قلندر خان درّانى ، سفير بارگاه جهانبانى ، مرخص و مأمور و منشور هدايت گنجور ، به نام وزير هند مزبور گرديده و سفير بارگاه عرش‌اشتباه ، عند الترخيص موكد شد كه زود به ايصال نامهء همايون پرداخته ، عجالتا عنان معاودت معطوف سازد و به ارجاع جواب و التماس كيفيات و خصوصيات آن ولايت پردازد كه هرگاه هندوستانيان نظر به مآل كار انداخته ، دفع غيرمشروعات و مناهى و ترك منهيات و ملاهى نمايند و حسب المرضى خاطر عاطر ، سبيل ارتكاب امور مستحسنه بپيمايند ، فسخ عزيمت آن صوب به عمل آيد و جنود مسعود به‌سمت اقاليم ديگر عطف عنان نمايد و اگر در معاودت خان سفير توقف و تأنى به ظهور رسد ، شهباز بلندپرواز همت علياى نواب همايون اعلى در فضاى آن ديار ، جلوهء بال‌افشانى خواهد فرمود و جناح اقبال به شكار صعوه‌منشان آن صحرا خواهد گشود . القصه بعد از رسيدن سفير ، وزير هندوستان بر در احتيال زده در ترخيص ايلچى سركار خاصهء شريفه اهمال كرده ، در تحرير جواب تجاهل و تغافل به ظهور آورده و مضمون درون خديعت مشحون آن بود كه بلكه بنابر توقف ايلچى و وقوف مكث طويل در مراجعت او ، رايات جهانگشا به انتظار سفير در همان نواحى متوقف خواهد گرديد و عزيمت شاه جهان‌آباد به ظهور نخواهد رسيد و در اين حيص و بيص موسم سفر هندوستان منقضى خواهد گرديد . چون باطن حق مواطن پادشاه حقانيت دستگاه ، به تضييع نفوس و سفك دما رضا نيست و در جميع امور مخطور خاطر حق‌پسند آن است كه اگر بدون زبان‌درازى سفير تير و زبان‌بازى قاصد شمشير ، معظمات مهمات