ديده رمدين خود را به غبار بىبصرى آغشته ، ارادهء باطل دور از كار دارد و جراحات بىمنفعت مىخارد . از وصول اخبار منقصتآثار آن باطلپژوه بو الفضول ، آتش خشم و جلال نايب نبيل ايزد بىهمال ، التهاب و اشتعال يافت و در همان حال خان جان خان سردار با فوجى از فوج مقدمة الجيش ، مأمور به دفع و رفع آن خار صحراى ضلال گشت .
سردار كثير الاقتدار بر وفق امر فيضآثار ، از ركاب دولتمدار پادشاهزادهء عالىتبار جدا و جادهپيما شده ، پانزده روزه راه در سه روز طى نموده به اتفاق اسد اللّه خان نايب ايشك آقاسىباشى و اخلاص قلى خان هوتكى و ولى محمد خان جوانشير و محمد صالح خان و محمد حسين خان خبوشانى و چراغ خان كرد و ديگر خوانين نامدار و قراولان آزمودهكار ، قريب موضع ماكووال رسيد و به اظهار قراولان معلوم گرديد كه چهار پنج هزار سوار از قشون آدينهبيگ خان تبهروزگار ، به سر مسالك و مداخل و استحفاظ حوالى و مناهل در موضع مذكور بادپيمايى و هرزهدرايى دارند و خس و خار بىاعتبار وجود خود را عايق و مانع عبور و مرور سيلاب مىانگارند . در اين اثنا آن مخاذيل عنيد و مجاهيل مريد به اتكاى كثرت و اعتضاد وفور عدت ، از حصار سنگر برآمده از يمين و يسار اسب تاخته و شمشيرها آخته ، به مقابلت سپاه فيروزىرايت شتافتند . سردار باتمكين و وقار ، كثرت اعدا و قلت احبا را بهنظر نياورده ، مستظهر به افضال الهى و معتضد به اقبال عدومال پادشاهى ، به مقتضاى
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً »
با دليران جرّار و شجعان نيزهگزار ، پاى ثبات و قرار افشرده و دست به شمشير برده به حملات متوافره دشمنان نكبتآئين را از پيش برداشته و اكثر سران و رؤساى آن حزب ادبار را از صدر زين در صف نعال زمين به خاك و خون انباشته .
ز بس سر فتاد از كران تا كران * زمين گشت سركشتر از آسمان
ز مغز دليران در آن دشت كين * سرى بود پر مغز ، گويى زمين
بقية السيف كه هنوز اجل موعودشان نرسيده بود ، به پاى فرار و هزيمت ، از آن معركهء قيامتهيبت - كه نمودار
« يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ »
بود - بدر جستند و به لشكر آدينهبيگ خان پيوستند . به نيروى بازوى اقبال بىزوال ، سرگشتگان باديهء ضلال را شكست درست كماهى رسيد و غلغلهء سورهء الفتح لشكر عدومال به گوش ماه تا به ماهى رسيد . سردار رفيعمقدار كيفيت اين كارزار و قتل مردم كثير از آن گروه ادبار و فرار بعضى برگشتهبختان سيهروزگار ، به وسيلهء قلم ضراعتنگار معروض سدهء گردوناقتدار و سپاه