تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
اين صورت جان به‌دربردن امكان عقلى ندارد . لاجرم صرفهء كار در عجز و الحاح و استيمان صلاح وقت ديده و در مقام كمال نياز آمده شهر را خالى كرده ، با مال و حال روانهء شاه جهان‌آباد گرديد و روز جمعه دهم محرم الحرام خوانين عالىمقام وارد معمورهء لاهور و متصرف آن بلدهء معموره گشتند . در اين حال رقم همايون معلى در جواب عرايض عبد الصمد خان و زلى خان به سرافرازى آن‌دو فدوى عقيدت‌نشان ، در خصوص حكم ضبط شهر لاهور دلپذير و اختيار تأخير در ارادهء كشمير تا نزول ميمنت‌شمول اردوى ظفرمآب در ضلع پنجاب ، شرف ايراد و عزّ نفاد بخشيد . خوانين عبوديت‌آئين به تبعيت حكم دولت قرين پرداختند و حفظ لاهور و ضبط امور آن بلده ، واجب شناختند .

در شرح ورود مسعود جنود فتح‌اثر و نزول فيض‌شمول وفود نصرت‌پيكر به الكاى پيشاور

در اول ميزان كه خورشيد نورافشان بار ديگر مآثر اعتدال و عدالت بر روى روز آورد و كفتين ليل و نهار را در كشيدن متاع ساعات برابر كرد ، نسايم اعتدال شمايم ، باغ جهان و جهانيان را خرمى بخشيد و روايح فوايح رياحين و بساتين را لباس زرين پوشيد ، پادشاه زمان و فرمان‌فرماى جهان ، در اوايل ماه صفر سال مذكور چون جان در بدن و روح در تن ، به الكاى پيشاور درآمد و خلايق و عباد را از فيض‌بخشى داور فياض ، شجر مقاصد و مطالب به برآمد . عدالت را پايه برافزوده و سخاوت را بلند رتبه فرمود . در ايام عدالت‌فرجامش چه يارا كه قوىدستى پنجهء بىدست و پايى برتابد ، يا والادستگاهى بر بينواى حال تباهى دست ستم يازد ؟ در عهد عدالت‌پرورش ، كبوتر بىپر از خون عقاب بر ناخن خود حنا بسته و منقار كبك بر باز و شاهين چند كلاغ گرفته ؛ به پيروى معدلتش اگر مور ضعيفى به جنگ فيل برخيزد ، عجيب نه و به قوت سرپنجهء نصفتش اگر پشهء نحيفى در برابر نمرود نخوتى وااستد ، غريب نه .
به نور عدل از آن سان بست آيين * كز او بيت الشرف شد خانهء زين

ذكر وفات شاه‌زاده ديان در ايام اقامت اعلام ظفر علامت در الكاى پيشاور

سانحهء كلفت‌اثر ملال‌گستر كه قلم در بيان آن گريبان چاك و خامه در شرح آن چشم