تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
كه باطل را با حق ، دعوى ستيز بيجاست و خطا را با صواب ، ارادهء آويز خطاست . كسى را كه چشم خرد رمدين و ديدهء هوش سبل‌آگين بود ، البته پا از حد فراتر گذارد و بر سر نخوت و استكبار آيد ، آخر الامر به لطمه مكافات اعمال از پا افتد و تا به خود جنبد ، به صدمه لطمات سزاى سيئات از جا رود ، چنان افتد كه هرگز برنخيزد . صديق بيگ خان كه از ذريات آدينه بيگ خان پرتلبيس بود ، طرف گذر شاه بلاول به ادوات و آلات پيكار از زنبورك و تفنگ محكم كرده و امثال آن پاى ثبات و قرار بىحاصل افشرده ، سد شوارع و مداخل و ضبط سفاين و معابر ساحل را مانع عبور عساكر فتح‌مآثر شناخته به اين شغل لاطايل پرداخته ، به زعم ناقص و گمان قاصر خود كارى ساخته و پى نبرده كه تائيديافتگان ازلى را دريا و كوه عايق و مانع و سيل تند و تيز را خشت و ديوار و خس و خار ، رادع نيست . دريا حق‌گزينان راستىمنش را چون موسى كوچه مىدهد و باطل‌پژوهان را چون فرعون فرومىبرد و در راه منتسبان اين دولت حق‌نشان ، اگر صد سد سكندر پيش‌آيد ، در يك لحظه چون پشته و ريگ از پا درآيد و اگر درياى عمان در برابر ملازمان صلابت‌آئين اين دولت ابدقرين در جوش و خروش آيد ، در يك آب خوردن به خاكش نشانند و آبش بريزند . بالجمله عبد الصمد خان و زلى خان كه قوانين رزم‌پيكار و قواعد جنگ و گير و دار از حضرت پادشاه ملك‌گير اقليم تسخير آموخته و فنون جدال و قتال از چنان پادشاه ظفرنشان فرااندوخته‌اند ، چون باز از سياهى زاغ نينديشيده و مثال شير از هجوم روباه و خرگوش حسابى برنگرفته ، تدبيرى انديشيدند و منصوبه نمودند كه بىخبر و ناگاه از آب گذشته حق‌ناشناسان را به سزا رسانند . براين تقدير پاياب تحقيق كرده و بلد راهدان از همان گروه شقاوت‌پژوه بدست آورده ، نصف الليل چند فرسخ دور از معابرى كه مخالفان بر آن توپ و تفنگ بسته بودند ، رفته از گذر فريدانه گذشته به جانب مخالفان رفته رايت استيلا افراختند و غازيان نصرت‌انديش را مستعد دشمن‌كشى و خصم‌افگنى ساختند . چون اين خبر جميل الدين خان بى خبر شنيد ، به خود انديشيد كه اگر به جنگ مىپردازد و نايرهء كارزار مشتعل مىسازد ، تاب اقامت و طاقت استقامت ندارد و به فرض محال اگر رو به تحصين مىآرد و صباحى چند به حركات مذبوحى به سر مىبرد ، خوانين شجاعت‌آيين صورت حال را معروض عتبهء سدره‌مثال مىنمايند و از حضور كثير السرور ، افواج بحر امواج متواتر و متوالى وارد شده فرصت گريز و فرار نمىدهد ، در