تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
اختصاص و محدوديت ، هم تنوع مطلب بيشتر است و هم رخدادها با جزئيات همراه است و هم نكات ارزشمند دربارهء مردم و سنت‌ها و شيوهء زندگى و آداب و رسوم . . . در آنها مجال طرح يافته است . به اين ترتيب اهميت و جايگاه دستهء اخير از جهت تحقيق در مسائل و شئونات مختلف از آن‌دوى ديگر بيشتر و بالاتر مىشود . تاريخ احمدشاهى از لحاظ اين‌كه منحصر به دورهء احمد شاه ابدالى درّانى از به دو تأسيس حكومت تا آخرين روز زندگانى اوست ، در دستهء اخير جاى مىگيرد و بسيارى از كاستىهاى منابع ديگر را مرتفع مىسازد . اما چنان‌كه پس از اين بيايد همه انتظارات ما را برآورده نمىكند . محمود حسينى منشى در سال 1167 هجرى با معرفى و پيشنهاد محمد تقى خان شيرازى به درگاه احمد شاه پيوست و مأمور نوشتن تاريخ روزگار او شد . علت اين پيوستن نيز چنان‌كه گذشت ، تمايل احمد شاه به نويسنده‌اى بود كه بتواند تاريخى به شيوهء « درّهء نادره » بنويسد ، يعنى كسى كه به اصطلاح در نوشتن به شيوهء ميرزا مهدى خان توانا باشد و از عهدهء كار بدرآيد . با اين مقدمات كسى بهتر از محمود حسينى كه هم‌شاگرد و هم‌سالها همكار ميرزا مهدى خان بود و در مدّعانويسى و شيرين‌زبانى و مديح‌سگالى بر استاد سبقت مىگرفت ، وجود نداشت . اين‌كه استاد و شاگرد چه مايه با تاريخ و تاريخ‌نويسى و ديدگاه‌هاى يك مورخ آشنا بوده‌اند ، چندان مطمح‌نظر و درخورد اهميت نبوده است . محمود حسينى مىگويد « محاربات و فتوحات او را به رأى العين ديده است و چشم‌ديد خود را ثبت تاريخ كرده است » و از جنگ‌ها و امورى كه اطلاع نداشته است « از مردم صداقت‌كيش صحيح القول تحقيق نموده » است . ( 47 ) جز همين اشارت در هيچ جاى ديگر ذكرى از حضور و مشاهدهء خود نكرده است . با قرائن موجود در پاره‌اى از گزارش‌هاى مشروح و مبسوط او از جنگ‌ها و توصيف مكان‌ها و نام بردن از بسيارى از سران سپاه مىتوان حدس زد كه نويسنده در آن جنگ‌ها و مكان‌ها همراه با ساير منشيان و ديوانيان حضور داشته است . با اين حال با اين قرينه‌ها به حضور او در همه مكان‌ها و حدود وقايع و رخدادها نمىتوان حكم كرد . ديدگاه محمود حسينى دربارهء قدرت و حكومت ، همان ديدگاه سنّتى مورخان پيشين يعنى منشاء الهى داشتن حكومت است ( 41 ) در اين ديدگاه البته حاكم برگزيدهء خداوند است و برترين و شايسته‌ترين فرد براى حكم راندن و فرمان دادن ، و از نقص و كاستى مبرّا و جامع همه خوبىها و بزرگوارىها و البته مخالفان و دشمنان او حتى اگر فرزند و برادر و . . . نيز باشند ،
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 27 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى