تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١

در بيان نهضت رايات عاليات از معمورهء اشرف البلاد احمد شاهى به عزيمت استيصال كفرهء سراپا تباهى

شه عادل باذل فتح‌ياب * خرد هم‌عنان و ظفر در ركاب برآمد به تسخير هندوستان * به كف تيغ و صرصر تكى زيرران
به تاريخ بيست و دوم ماه شعبان ميمنت‌نشان ، در ساعت مسعود و وقت محمود - كه مختار انجم‌شناسان رصدبند و پسنديدهء دانشوران خردمند بود - قرين تائيدات نامتناهى الهى ، از مصر جامع احمد شاهى نهضت نموده و پنج روز منزل باغ دو كروهى آن شهر سعادت‌بهر را از ميامن قدوم ميمنت‌توأم ، رشك‌افزاى روضهء ارم داشتند و از آنجا به تاريخ روز شنبه بيست و هفتم ماه مذكور مرحله‌آرا و جاده‌پيما گشته ، لواى گيتىآرايى و علم جهان‌گشايى و عالم‌پيرايى به‌سمت غزنين افراشتند و آن مكان خلدنشان را يك اسبوع كامل مورد دولت و بركت فرمود و حوالى و نواحى آن را به فيض سير و اتراق ، چون مرغزار فلك سرسبز و شاداب نمود . در آن منزل فيض‌شامل ، ايرج خان ، سفير عالم‌گير ، پادشاه هندوستان و غازى الدين وزيرش - كه به انتظار صدور حكم احضار در كابل چشم به راه و گوش به آواز بود - حسب الامر الاعلى به احراز سعادت حضور تقدس ظهور ، به پاى چشم شتافته در ديوان عام ، رخصت آستان‌بوس اشرف ارفع حاصل و دو زنجير فيل كوه‌پيكر سحاب تمثيل ، با ديگر نفائس و نوادر از عطريات نكهت‌فشان و شالهاى گرانمايهء خوش‌قماش لطافت‌نشان كه سلطان هندوستان و امراى آن دودمان فرستاده ، به سركار سلاطين‌مدار و اصل نمود و خان مذكور با پسرش به جبهه‌سايى پايهء تخت بلندپايه - كه آسمان بر گردش گرديدن آرزو دارد و عرش و كرسى خود را پايه‌اى نمىشمارد - سربلند گرديد و سر عزتش از تفاخر به اوج كيوان رسيد . سبحان اللّه اين چه درگاه فلك‌اشتباه است و اين چه بارگاه خواقين‌پناه است كه سلاطين صاحب تاج و ديهيم و ملوك ممالك و اقاليم ، آن را ملجأ و مرجع مىانگارند و ارسال نذور و پيشكش و ترسيل سفير و اسفار ، در اين سدهء سدره‌اساس ، تشييد بنيان خير و صلاح و ترصيص مبانى فوز و نجاح مىپندارند ! مصدوقهء
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ »
شاهد مقال كافى و آيهء كريمهء
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ »
گواه حال وافى است . بيان علوّ مراتب و شرح سموّ مناقب اين بزرگ‌كردهء واهب و مخصوص به جلايل مواهب از حوصلهء قلم بيرون و