تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
به فيروزمندى گشايد رهش * شود عرصهء دهر جولان‌گهش چو تأييد حق ياور كس بود ، * بدانديش او كمتر از خس بود به هرجا كه خواهد نمايد عبور ، * نيايد به فرّش از اينها فتور شود هركه را لطف يزدان دليل ، * چو موسى دهد كوچه‌اش رود نيل »
( 78 ) تعداد اين‌گونه ابيات كه گاه و بيگاه بيان بخشى از حوادث و وقايع برعهده آنها گذاشته شده است ، در اين كتاب از هزار و چند صد بيت تجاوز مىكند كه از مجموع آنها با افزون جمله يا جملاتى كه جاى مطالب منثور را پر كند و گسستگى وقايع را بپوشاند ، مىتوان احمد شاه‌نامهء منظومى ترتيب داد . نگارنده به‌همين قصد تمامى آن ابيات را از متن استخراج كرده و بر آن است كه با افزون پيوندها آن را براى نشر به آقاى محمد ابراهيم شريعتى مدير انتشارات عرفان بسپارد . چون چنين نيّتى در كار بوده است ، از درج آن‌ها در فهرست اشعار متن و فربهى كتاب پرهيز شده است . با آن‌كه نامه‌هاى ديوانى بسيارى از عهد احمد شاه و تيمور شاه در ابواب مختلف در دست است و از آن جمله مجموعه‌اى از آنها را در تاريخ تيمور شاه ، تأليف شادروان عزيز الدين وكيلى فوفلزيى مىتوان يافت ، در اين كتاب دو نامهء رسمى كه ميان احمد شاه و پادشاه هند مبادله شده است و يك نامه كه به فرمان احمد شاه خطاب به ميرزا امين خان و اعيان مشهد نوشته شده است وجود دارد ؛ كه اولى و دومى نمونه‌اى از نامه‌هايى است كه شاهان به شاهان مىنوشته‌اند و سومى نمونه‌اى از نامه‌هايى است كه فرادستان به زيردستان مىنوشته‌اند . ( 233 ) نامه‌اى ديگرى هم وجود دارد كه مضمون آن نقل شده است . از همين نامه و مضمون آن نيز مىتوان به پاره‌اى از ويژگىهاى نامه‌هايى كه فرودستان به فرادستان مىنوشته‌اند پىبرد . ( 145 ) * * * منابع تاريخى به سبب اشتمال بر اطلاعات خاص و آنچه كه مورد نظر مورخان بوده است ، به انواع گوناگون دسته‌بندى مىشود . كتاب‌هاى تاريخ عمومى از آن‌روى كه دوره‌هاى مختلف و سلسله‌هاى متعدد و سرزمين‌هاى گوناگون را شامل مىشود ، با وجود طول و عرضى كه دارد ، درباره افراد ، خاندان‌هاى حاكم و سلسله‌ها و دوره‌ها اطلاعات كلى ، فشرده و اشارت‌وار ارايه مىكند . در قياس با تاريخ‌هاى عمومى ، تاريخ سلسله‌ها و دوره‌هاى معين اطلاعات بيشترى در اختيار مىگذارد و آنجا كه تاريخ محدود و منحصربه‌فرد خاصى مىشود ، به دليل همين
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 26 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى