و كاروانسرا و بازار و چارسوق و چاررسته با فضا - كه كشش هريك به نيمفرسخ مىشود - مقرر ساخته و در هر بازار خيابانى وسيع و دو طرف خيابان دكانها در كمال زيب و حسن ترتيب قرار داده و در كنار خيابان از دو طرف پيش دوكان جوى آبى روان و بر لب جوى از يمين و يسار اشجار سايهدار و ميوهدار از قبيل توت و زردآلو و چنار سرسبز و ريان و به پاى درختان آب صافى در جريان بوده ، صورت
« جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » *
بر روى زمين آشكار ساخته و آئينهء حقيقتنماى علوهمت و حسننيت بانى مبانى جهانبانى و مظهر لطف يزدانى پرداخته و علاوهء اين همه زيب و ترتيب و رفعتبناء و حسن تركيب ، آوردن نهرى بزرگ سواى جوى پاياب ، از درياى ارغنداب است كه از اشرف البلاد به فاصلهء چهار فرسنگ و در اثناى راه زمينهاى پست و بلند و كوههاى گرانسنگ واقع بود و آمدن آب از آن مسافت از چنان راه پر صعوبت در نظر عقلاى روزگار و ماهران اين كار ، متعذّر و دشوار مىنمود . به يمن همت مشكلگشا و فرمايش عالمآرا ، استادان فرهادپيشه و كارگران الماستيشه ، احجار منيعه و اتلال رفيعه از اثناء راه بريده و شكسته به جاهاى نشيب جر و محاريب بسته ، نهرى عريض و عميق از آن طريق پرمضيق حفر نمودند كه آب فراوان مانند چشمهء حيوان در شهر و باغات جارى و روان گشته ، موجب كمال رونق و شادابى گرديد و سواى اراضى مزروعه ، زمينهاى باير غيرمزروعه - كه سرسبزى آن وابسته به نزول ماء از آسمان بود - طراوت تام يافته فيض عام به دهاقين و طوايف انام رسيد و به سعى امراى عظام و سرگرمى اهل اهتمام - كه براى اتمام اين مرام مأمور از جناب خاقان سليماناحتشام شده بودند - اين امر دشوارنما در عرض چند روز صورت اجرا يافت . آيات شگرفكارى اقبال خديو بىهمال در نظر اقاسى و ادانى جلوه ظهور نموده و هريك به خواندن اين بيت صدق مضمون ، زبان گشود ،
كارها را كارفرما آب و رنگى مىدهد * ورنه جوى شير باب قوت فرهاد نيست
و سركاردارى اتمام بناى قلعه و عمارت رفيعه عاليه ، به عهدهء عالىجاه رفيعجايگاه ، عمدهء خوانين ذى شأن بدال خان ، برادر عالىجاه مقرب الخاقان ، برخوردار خان مفوض گشت كه جد و كد تمام در لوازم تأسيس و استحكام به كار برده ، زود به اختتام رساند و چون سكنهء شهر كهنه و ساير كسبه و اهل حرفه دل از امكنهء قديمه برداشته به آرزو و خواهش ، بيوت و دكاكين در اين معمورهء نوتزئين بنا كرده ، به محل رفاه و آرامش سكنا