گجرات و سيالكوت و اورنگآباد و پر سرور محالات متعلقهء لاهور ، از عزل مير صبغة اللّه خان كابلى ، به بازجنگ خان حاكم بنگشات و حكومت و صاحباختيارى ماليات پيشاور ، به عبد الصمد خان افغان محمودزيى عنايت شد و مشار اليها در آنجا رفته به تقديم خدمت مأموره پرداختند .
ذكر طرح بناى والاى اشرف البلاد احمد شاهى و برپا شدن آن اساس استوار به يمن معمارى همت علياى شاهنشاهى
بناى معمورهء امكان و طراح بناى اين جهان - كه حصار ذات البروج فلك برافراختهء قدرت كامله و منظر شش جهت بر پشت سمك ، پرداختهء حكمت شاملهء اوست - براى حصانت اصناف مكنونات و صيانت انواع مخلوقات ، چنانچه قلعه بىدر سماوات بركشيده ، حصن حصين از وجود سلاطين والاشكوه آفريده تا خلايق گوناگون - كه بدايع ودايع آن قادر بيچوناند - در كنف حفظ و حمايت آن متصفان صفات ظل اللهى محروس و مصؤن و به يمن استحفاظ ايشان در مقام آسودگى و اطمينان بوده ، از تباهى مأمون باشند و چون گروه سعادتمأمور به اين امر خطير از جناب ملك قدير شدند ، اداى حق اين خدمت عظمى و موهبت كبرى ذمهء همتشان لازم و تقديم لوازم پاسبانى و حراست ، اهم متحتم گرديد و سرانجام آن منحصر است بر اينكه آن مختصّان مرتبهء خلافت و مؤسسان اساس سلطنت ، بر حدود اطراف مملكت خويش داير و به عزم تسخير ممالك ديگر هميشه ساير باشند ، تا ملك قديم مركز امن و امان و رعيت ايشان به منزلهء دايرهء آن باشد ، و الّا بيم آن بود كه هرگاه پادشاه به طرفى دوردست حركت كند و آغشتگى مهم آن ولايت مدت سفر گردد و دشمنى قوى از جانبى سركشد و تا خبر به پادشاه رسد و از آنجا معاودت فرموده متوجه مدد شود ، عرض و ناموس رعايا به نهب و غارت رود ، از اين جهت سلاطين دوربين و خواقين خبرتآئين بناى سلطنت و ملكدارى بر تعمير قلاعمتيعه و حصون منيعه گذاشته ، حصارهاى فلكارتفاع در ممالك محروسه برافراشتهاند ، تا سكنه و رعايا در چنان اوقات ، در آن امكنهء مستحكمه جاگرفته ، محفوظ از آفات و خود به خاطر جمع مشغول به تسخير ولايات باشند . خاقان مظفرلوا را كه به مقتضاى همت و الا و نهمت كشورگشا ، تسخير اقاليم و ولايات همواره مطمحنظر و