نفاذ يافت كه پيشخانه و الا را در آن مكان دلگشا برافرازند . فرمانبران حسب الفرمان واجب الاذعان سرادقات عزّ و علا را در آن بوستان فرحافزا برده افراختند . خديو كيهانستان مريخصولت در ساعت فيضاشاعت ، بر پشت اشهب جهانپيما برآمده ، ظلّ ورود بر ساحت آن مكان مسعود انداختند . بعد تقديم آداب زيارت و احراز صنوف مكرمت در عمارت دلكش و منازل فرحتبخش ، نزول ميمنت شمول فرمودند و چند روز در آن مقام بركت التزام توقف نموده ، هر روز به بذل مبالغ خطير و فواكه و اطعمهء الوان افزون از حد تحرير ، دست اعطا و احسان گشوده صلحا و علما و سكنهء آن بقعهء فيضآگين را به انواع خيرات و رعايات نواخته و همگى خدمه و مجاورين را به نوازشهاى گوناگون بهرهمند ساخته ، به تاريخ پنجشنبه غرّهء شهر محرم الحرام ، عنان گلگون صباخرام را به صوب مقر دولت انعطاف داده ، سيركنان و شكارافگنان به دار القرار قندهار نصب خيام كيوان اشتباه فرمودند و در حين داخل شدن ، موافق رسم و ضابطهء معين ، توپهاى رعدآوا - كه به انتظار قدوم بهجتانتما بر عرادهها نشسته كمر به ديدبانى بسته بودند - خالى شده ، عقده از دلها گشودند . گوش هر اميدوارى به صداى بشارتتوأمان آن ، مانند گل شگفتگى سامان و چشم هر منتظرى از فروغ ديدار كرامتآثار ، چون مطلع آفتاب تابان گشت . اكابر و اهالى و قضات و علماى سعادتبهر با آرزو و سرور ، كامياب دولت حضور شده شرف ملازمت دريافتند و خاقان مهرافسر هر چند روز متواتر بعد از نماز فجر و ظهر به ديوان تشريف آورده ، عرضچيان را به حضور طلبيده و به غور عرض و التماس هر يكى وارسيده ، داد رعيتپرورى و دادگسترى مىدادند .
ذكر ورود پادشاه والاجاه تيمور شاه به دار القرار قندهار حسب الفرمان واجب الاذعان شاهنشاه كامكار و عزل و نصب بعضى از حكّام ولايات بر سبيل اختصار
چون در ايام سفر خيراثر ممالك ايران ، خاطر مهرگستر خاقان عالمستان ، به ملاقات قرهء باصرهء دولت و نامدارى غرهء ناصيهء حشمت و كامكارى ، بدر سپهر شوكت و جاه ، شهزاده تيمور شاه ، نهايت تعلق داشت و در هنگام معاودت رقم عطوفتشيم ، متضمن طلب ، به نام آن روشنگهر والانسب عزّ اصدار يافته در اين آوان مسرتتوأمان كه دار القرار قندهار