فيضياب قدوم ميمنتآثار شد ، آن سعادتمند بختبلند ، عازم احراز دولت آستانبوس گشته ، به تاريخ بيستم ماه صفر به شادمانى و فر ، وارد بارگاه كيوانمقر گرديد و بعد از ورود به آستان فلكبنيان لمحهاى در اطاق پيش آورسى دويم يك آورسى فاصله - كه از جلوس مبارك خاقان خورشيدافسر سجدهگاه نه سپهر و هفت اختر بود - به پا ايستاده اداى آداب ملازمت فرمود . اعلى حضرت جمشيدمكنت از روى كمال عاطفت و جاذبهء محبت نزديك طلبيده و به آغوش رأفت كشيده ، مشمول عواطف بىكران فرمودند و تا ديرى مقرون به شرف اقتران داشته فيضاندوز كسب سعادت نمودند .
چو شد از قدمبوس شه بهرهور * به گردون برافراخت شهزاده سر
دو سعدين كردند با هم قران * بخواند آيهء « إِنْ يَكادُ » آسمان
ساعتى به بذل الطاف و پرسش احوال پرداخته ، با آن نور ديدهء اقبال متوجه حرم محترم شدند و ساير پردگيان سرادقعفت به معاينهء اين قران ميمنتتوأمان زمزمهسنج تهنيت شده به يكديگر گفتند :
فرخرخ آن پدر كه چنين باشدش پسر * خرمدل آن پسر كه چنين باشدش پدر
روز ديگر عالىجاه رفيعجايگاه اياز بارگاه حضرت ظل سبحانى مقرب الخاقانى خان جان درّانى سردار ممالك موضوعهء هندوستان و مقرب الحضرت عاليه مراد خان درّانى ، جارچىباشى سركار خاصهء شريفه و باقى خوانين و سركردگان - كه در ركاب شهزادهء والامقدار ، به درگاه آسماناقتدار آمده بودند - در ديوان عام شرفاندوز ملازمت گشته ، بهرهياب عنايات شاهى و به خلاع فاخره و عطيات وافره مفتخر و مباهى شدند و شاهزاده نامدار و عالىجاه سردار و باقى امراى كبار ، از زر نقد مبلغهاى خطر « 1 » و جنس شالهاى ترمه و غيره اقمشهء نفيس و بىنظير ، به رسم پيشكش از نظر انور ضياگستر گذراندند و در اين وقت فرخنده و زمان خجسته ، عالىجاه معلى جايگاه ، فدوى يكرنگ آستان خلافتبنيان ، مقرب الخاقان محمود خان خواجهسرا ، از كمال تفضلات شاهنشاهى به رتبهء ارجمند قوللر آقاسىگرى سركار خاصه شريفه ممتاز و سربلند گرديد .
مشار اليه در اصل و نژاد از تخمهء اكابر و امرازادهء جماعههاى اكراد بليارس است . پدر
هامش
( 1 ) . نسخه : مبلغىها خطر .