و اقرباى او در زمان سلطنت نادر شاه به سامان ثروتى كه داشتند ، طبل ياغىگرى كوفته لواى مجادله با نادر شاه برافراشتند . عاقبت منهزم و مغلوب شدند و اموال و اماكن به غارت داده اولادشان با محمود خان مذكور اسير و دستگير گشتند . نادر شاه اطفال ذكور را خصى و مخنوث كرده ، مشار اليه را به معاينهء آثار رشد ، از آن جمله به درجهء اعتبار و امتياز برآورده منسلك به سلك خواجهسرايان ديوانى انسلاك فرمود و او بعد از انصرام دولت نادرى ، در خدمت اولادش به اخلاص حاضر بوده ، اداى حقوق بندگى و نمكخوراگى مىنمود ، چنانچه هريك از غلامان و خواجهسرايان نادرشاهى ، بعد از وقوع واقعه ، پاس اين مراتب به خاطر نياورده و حق نمك فراموش كرده هريك به اميرى از امراى كرد و ترك توسل به هم رساندند و او هرگز به مقتضاى وفاى جبلى ورق برنگرداند . وقتى كه ارض مقدس خلدآثار به تصرّف پادشاه گردوناقتدار درآمد ، در اين زمان مشار اليه به رهنمونى طالع و بخت سعد ، به تلثيم آستان فيضبنيان شتافت و در اوقات ورود مسعود به نواحى خواف ، به خطابخانى و عطاى جيقه و سركردگى آقايان ديوانى رتبهء امتياز يافت و چون به عرض اقدس رسيده بود كه سليمان خان حاكم سيستان از نسل سلاطين كيان است ، او را دخترى است به حليهء عصمت آراسته و به زيور عفت پيراسته ، كه لياقت استتار سرادق سلطنت دارد ، محمود خان مذكور در وقت توقف خديو آفاق به يورت قشلاق ، مأمور گرديد كه به سيستان رفته آن درّهء فاخرهء درج عزّت را بيارد .
مشار اليه به موجب حكم روانه آن اولكا گرديد و هنوز مراجعت نكرده بود كه ملهم غيب به ضمير كرامتتخمير چنان القا نمود كه بر سر غلامان سركار خاصه ، سركرده معين نشده و عالىجاه محمود خان به صدق نيت و صفاى طويت ، در دولت دورانمدت خدمت مىنمايد ، سركردگى طايفهء مزبوره به مشار اليه مفوض گردد ، كه هم او را باعث امتياز و سربلندى در امثال و اقران شود و هم اين خدمت عمده از مساعى جميلهاش به پايهء اعتبار و ارجمندى رسد . به اين ارادهء سراسر افاده ، سركردگى آقايان و غلامان پيشخدمت و خطابخانى به عالىجاه حمزه خان خواجهسرا - كه او نيز از قوم بليارس بود - و تفويض اين خدمت در نظر كرامتاثر مناسب نمود از غيبت محمود خان قوللر آقاسى شد و بعد از آنكه عالىجاه محمود خان خدمت مأموره به جا آورده و به اتفاق محملكشان هودج مقصود از سيستان معاودت نمود ، منصب عالى قوللر آقاسىگرى به آن منظور نظر عواطف عملا مرحمت گرديد و در اين سال حكومت
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 268
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٢٦٨