اسماعيل را با خانه كوچ و اقوام از آنجا برآورده ، مأمور به همراهى ركاب سعادتانتساب نمودند و بعد از بند و بست امور آن طرف ، كوچ بر كوچ ، متوجه دار السلطنهء هرات گشته آن بلدهء فاخره را از يمن قدوم ميمنتلزوم ، رشكافزاى هر مرزوبوم فرمودند .
در بيان تعيين عمّال اخلاصشعار بهجهت دفترخانهء مباركهء سعادتآثار و ذكر عزيمت شهريار كامكار بهسمت دار القرار قندهار
در حينى كه پرتو ماهچهء رايات جهانگشا بر ساحت دار السلطنهء هرات تافت و از اشاعت انوار معدلت پادشاه قدرقدرت ، آن شهر ميمنتبهر ، زيب و زينت موفور و رونق نامحصور يافت ، راى صوابنماى خاقانى - كه دستور رموز سلطنت و جهانبانى است - اقتضاى آن فرمود كه چند نفر از بندههاى فدويتمقرون را براى انتظام امور دفترخانهء همايون تعيين فرمايند و زمام رتق و فتق مهمات و داد و ستد ماليات را به كف كفايت و قبضهء درايت آنها محول نمايند . بناء على هذا در اين زمان بهجتافزا ، شاه ولى خان درّانى باميزيى كشكچىباشى به رتبهء رفيع المرتبهء وزارت ديوان اعلى سرافراز شده ، آقا ياقوت خواجهسرا نيز به خطاب مستطاب ياقوت خانى و منصب داروغگى دفترخانهء مباركه و الا ، بين الاماثل والاكفا ممتاز گرديد و به علاوه ميرزا محمد خان و ميرزا شكر اللّه خان ، مستوفيان قديم ، ميرزا على رضا خان اشتهاردى - كه اول در دفترخانهء همايون متصدى بود - با ميرزا هاشم خان خفيهنويس ولد عبد اللّه خان وكيل ماليات قندهار ، در سلك مستوفيان سركار درآمده ، سر مباهات به اوج سماوات رسانيد . حل و عقد بعض مهمات و داد و ستد ماليات به عهدهء نامبردههاى فوق مقرر گرديد .
القصه شاهنشاه دارا غلام بعد از انتظام و انصرام امور دفترخانهء سپهراحترام ، در بيست و هفتم ماه ذيحجه الحرام ، به زيارت مراقد و مزارات اولياى دشت سواد هرات - نوّر اللّه مراقدهم - تشريف برده ، استمداد همت در امور دين و دولت فرمودند و تصدقات موفور به ارباب استحقاق مرحمت كرده ، وقت پيشين ، مراجعت به دولتخانهء ميمنتآيين نمودند و چون روضهء منوره و مضجع مطهرهء نواب غفرانمآب عليينمكان محمد زمان خان ، والد ماجد آن سرور هفت كشور ، در دو فرسخى شهر هرات واقع است و زيارت آن مرقد مطهر ، مركوز خاطر آفتاباثر شده بود ، لاجرم حكم همايون شرف