ذكر تفويض تاج و تخت سلطنت ايران به شاهرخ شاه و وقوع انواع مراحم و مكارم خاقانى دربارهء آن والاجاه
چون هر آن و هر زمان لمعهء الهامى از جناب ايزد منان بر ضمير اشراقپذير خاقان ممالكستان جلوهگرى مىنمايد و هر دم دريچهاى از اسرار غيب در مقابل دل تقدس منزل آن حضرت مىگشايد ، در باب شاهرخ شاه ميرزا - كه از اول مشمول عواطف كبرى و منظور نظر عاطفتپيراست - در اين زمان ميمنت اقران چنان پرتوانداز رأى عالمآرا شد كه پادشاهى ولايت ايران ، به او مفوّض فرموده و پايهء قدر و منزلتش به عطاى سلطنت افزوده ، خود به دولت و اقبال به تسخير نيشابور و انتظام ولايات ديگر كه مطمح نظر اصابتاثر است متوجه شوند . چون قبل از آنكه حكم اشرف به طلب شاهرخ شاه شرف نفاذ يابد ، اين خبر بهجتاثر به مشار اليه رسيده بود ، بنابر آن مبتهج و مسرور گشته چشم به راه داشت . گويا دولت به در سراى شاه والانژاد حلقه مىزد و اقبال صلا مىداد كه اى يوسف كنعان عظمت و اى عزيز مصر سلطنت ، زليخاى دنياى پير به آرزوى هم آغوشيت از سر نو جوان گرديده و شبهاى انتظارش به تمناى قدوم بهجتلزومت به سحر انجاميده است :
وقت آنست كه گل برفگند مقنع ناز * جلوهفرما به سر تخت چمن گردد باز
مهلت را فرصت مده و زود قدم به راه بنه كه شهنشاه تاجبخش فلكرخش ، مثل آفتاب به بيت الشرف بر سرير كامروايى نشسته و محفل كامرانى را به كارفرمايى همت بلند به صدر زينت و تجمل آراسته و آئين بسته ، تاج سلطنت مملكتى عظيم براى تو مهيا ساخته و بهر تنوير طالع سعادت مطالعت ، به افاضهء انوار نظر مرحمت پرداخته است .
شاهرخ شاه به وصول اين خبر بشارتاثر ، شادمان و به مساعدت بخت سعد نازان بود . چشم به راه و دست به دعا داشت كه مبشران بارگاه ملايكخدام از پى هم رسيده ، مژدهرسان و تهنيتگويان ، ابلاغ طلب حضور موفور السرور بودند . شاه روشنطالع سعادتمآل در همان ساعت فيضاشاعت ، سوار گلگون اقبال شده از شرف آستانبوس درگاه عظمت و جلال مستفيد و به تقبيل تراب عتبهء كعبه مثال ، روشناندوز چشم اميد گرديد . خاقان مرحمتگستر و خديو هفت كشور ، آن منظور نظر آفتاب مآثر را به قرب