تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
فرمانبرى شده وارد آن سرزمين و در صدد قلع و قمع مفسدين و متمردين گرديده . جماعتى را كه دست به يراق و مصدر شوخى و شلتاق شدند ، عرضهء تيغ بىدريغ و مابقى را از ذكور و اناث اسير سلاسل تعزير نموده به حضور ساطع النور مراجعت كرد و مشمول انظار عنايت و توجهات گشت . اين صيد اول بود كه شكاراندازان ركاب همايون به طريق تفاؤل و شگون به‌دست آورده ، آداب تهنيت و مباركباد به تقديم رساندند . فتوحاتى كه بعد از اين نصيب اولياى دولت قاهره و اعاظم مهماتى كه از دست و زور بازوى قدر نيروى اين مويد تائيد آسمانى به ظهور رسيده ، مفصلا مرقوم قلم حقايق‌نگار مىشود و نيز بعضى از صوادر جليله و اصطناعات جزيله كه از اين ممهّد قوانين رياست و زينت‌بخش اريكهء سلطنت و خلافت به وقوع پيوسته و پيش از اين هيچ يكى از سلاطين نامدار و خواقين والامقدار ، در ازمنهء سابقه مصدر آن نگشته به سلك تحرير درمىآيد . آغاز كلام در اين مقام و ديباچهء شرح اين مرام آن‌كه چون خاطر دريامقاطر را از مهمات ارض اقدس فراغ حاصل و مقرب الحضرت عبد اللّه خان ، به موجب حكم قضاجريان نواح نيشابور را تاخته به اردوى معلى داخل شد ، امير خان قرايى سردار و خليل خان ميش‌مست حاكم ترشيز و اسماعيل خان ناظم خواف ، با جمعى از بهادران جنگجو و مردان جلادت‌خو ، از حضور آفتاب‌ظهور مأمور به محاصرهء نيشابور شدند و رقم هدايت عنوان به سرافرازى عباس قلى خان بيات حاكم آنجا و ديگر اهالى و رؤساى نيشابور زينت صدور يافته ، حوالهء خوانين مذكور گشت و ارشاد سراسر رشاد به ظهور پيوست كه اگر خان مذكور به مضمون رقم سعادت‌توام كاربند شده ، سر به شيوهء فرمانبرى فرود آرد و قدم بر جادهء اطاعت و انقياد بگذارد ، او را مستمال و اميدوار عنايت ساخته ، روانهء حضور ساطع النور سازند و به احوال اهالى آن شهر و ولايت مزاحمت نرسانند و اگر به مقتضاى شوربختى و نگون‌طالعى ، كمر بر معصيت و نافرمانى بندد ، قلعه را محصور و متمرّد را منكوب و مقهور سازند . خوانين مذكور به ارشادات فيض‌سمات ، مسترشد و عزّ ترخّص حاصل نموده ، روانهء سمت نيشابور كمر بسته به تقديم خدمت مأمور شدند .