يقين كه خلعت سرافرازى از اين دولت ابدطراز يافته ، نوروز اين سال فرخندهفال به تاريخ نهم جمادى الثانى اتفاق افتاد و تحويل نيّر اعظم در اين روز بهجتافروز ، مژده شكفتگى ازهار اقبال به گوش عالم و عالميان درداد . پادشاه خورشيدكلاه فلكدستگاه ، تا اين موسم خرّمىتوأم در باغ موضع حلوايى كه از تازهبناهاى آن مبدع قوانين عالمآرايى است ، نشاطاندوز محفل كامرانى و زينتبخش و سايد دولت و شادمانى بوده و از سير و تماشاى آن گلشن فردوسمثال ، نظارهء حسن و جمال صنايع ايزد متعال مىفرمودند . از سايهگسترى سحاب مكرمت و فيض نگاه مرحمت ، بر مواد شادابى و طراوت او مىافزودند . سروهاى آزاد چون غلامان فلكبنياد ، كمر به خدمت بسته صف به صف ايستاده و انهار و حياض لطافت سرشار ، لب به دعوى همچشمى كوثر و سلسبيل گشاده و چمنها از جوش سبزه فيروزهرنگ ، معدن الكاى نشابور و خيابانها از وفور نسرين و نسترن عرضگاه چينىخانهء فغفور و لاله چون شاهدان ملمّع قبا جلوهافروز بزم زيبايى و گل همچو معشوقان رنگينادا چهرهپرداز طرز نظرفريبى و دلربايى و زمزمه آبشار به پاى اشجار طوبىآثار ، ترجمهء
« جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » *
و نغمهء طوطيان شكرين منقار ، فذلكه طومار شكر و ثناى خديو جمشيداقتدار . نظم :
هوا از بوى گلها لخلخهسا * زمين چون ارض جنت عنبرآما
به وصف بزم شاه درّ دران * به هر شاخ گلى بلبل غزلخوان
در اين خرم بهار عشرتافزا * كز او گشته جهان پير ، برنا
صبا از شهر سبز آورده پيغام * به سلطان سليمانفر كه بخرام
قدم بر خاك نيشابور بگذار * كهن فيروزه زان معدن برونآر
بده اول سزاى اهل عصيان * كه خارستان شده ز آنها گلستان
به تأثير نشئهء نشاطى كه در حين اوقات فرحتسمات ، موجب اهتراز طبايع ارجمند خصوصا رؤساى والانهمت همتبلند مىباشد ، ارادهء تسخير نيشابور - كه مكنون ضمير پرسرور بود - از خاطر الهاممآثر سر برزد و مقرب الحضرت الخاقان عبد اللّه خان درّانى قورچىباشى ديوان اعلى مأمور شد كه با جمعى از بهادران نصرتلوا ، در آن الكا رفته مفسدان كرد و نواح شهر خرابىبهر را تنبيه به واقعى رسانيده و مواطن و مساكن آنها را تاخته و آتش كشيده ، به اردوى كيهانپو بازآيد . مشار اليه حسب الحكم قضاشيم ، مانند شهبازى كه از دست پادشاه ممالكشكار ، اشارهياب صيدافكنى شود ، بالگشاى هواى