افضل الرسل بارگاه الهى است ، آرزوى زيارت آستانهء مقدسهء حضرت سلطان الاوليا ، برهان الاتقيا ، ابو الحسن على ابن موسى الرضا ، عليه الآف التحية و الثنا ، هميشه مركوز دل صفامنزلش بود ، بعد مفتوح شدن شهر متوجه تقديم آن ارادهء شرف آماده گشته تحصيل سعادت زيارت فرمودند و خدمهء روضهء منوره و مجاورين و مستحفظين آستانهء متبركه و تمامى سكنه و عملهء آن بقعهء مقدسه را نقود موفور به رسم ارادت و نذور ، در دامن ريخته كامياب مرادات نمودند و گلدستهء طلا كه متصل گنبد مبارك است و در ايام تسلط مير علم آسيب آتشى از عمل نااهلان جهالتشيم به آن رسيده ، از آب و تاب ظاهرى عارى ساخته بود ، به تجديد و تزئين آن حكم شد و عوض قنديل سه هزار تومانى - كه ميرزا امين در اوقات محاصره آن را شكسته به ارباب استحقاق صرف نموده بود - به عوض آن وظيفه « 1 »
[ وقايع سال نهم ]
وقايع سال نهم سلطنت خاقانى مطابق سنه 1168 هجرى موافق تنگوزئيل تركى
لله الحمد و المنته كه سال نهم از جلوس ميمنت مأنوس خاقان بحر و بر و داراى هفت كشور ، آغاز عالمآرايى نمود و فال خرّمى و نشاطافزايى بر روى روزگار گشود . نيّر اعظم فروغبخش عالم به شوق آرايش بزم دولت ، از منزل خود به بيت الشرف خويش آمده ، نقشپردازان رواق نه طاق و آئينبندان شش جهت آفاق را مأمور به سامان و تهيهء ساز و برگ آن ساخته ، اشعهء انوار صبح دلافروز ، روز نوروز را چون احكام شهنشاه بختفيروز ، رونقافزاى عرصهء روزگار نمود و نادرهكاران كارگاه ايجاد را سرفراز پيرايش و تمهيد مواد زيب و زينت فرمود . مير سامان بهار سايهبانهاى مكلّل از ابر گهربار ، به پهناى فلك اطلس كشيد و روى زمين را به بسط بساط زرباف رونقى تازه بخشيد و درختان خزان ديده ، از مدد قوهء نباتى به رنگ سبزبختان ارض مقدس ، خلعت سرسبزى از كارخانهء نشو و نما پوشيدند و بىبرگان موسم دى از فيض هواى فروردين خرم و نهال از سر نو گرديدند . شاهد گل كه با افسر زر از خاك بيرون مىآيد ، همانا پرتوى از نظر آفتاباثر خديو تاجبخش به حال او تافته و شمشاد كه كله گوشهء افتخار به فلك مىسايد ،
هامش
( 1 ) . در متن كتاب ، جمله ناتمام مانده است .