باشيد . ميرزا با همراهان روى ارادت به عتبهء فلكرفعت آورده شرف آستانبوس حاصل نمود . حضرت خاقان كرمگستر زبان ملاطفت ترجمان را بدينگونه درافشان فرمودند كه ما به دولت ارادهء اينقدر توقف در اينجا نداشتيم و منظور نظر همين بود كه به زيارت روضهء مقدسهء حضرت امام مستعد شده و براى رفاه احوال خدام و مجاورين اين مقام فيضآگين و آسودگى ساير غربا و مساكين ، بناى استوار گذاشته توجه به صوب ديگر فرماييم . اهالى اينجا كه به سختى و گرسنگى عادت كردهاند ، از راه تبهراهى به عنوان اطاعت كه سرمايهء فلاح و صلاح حال آنها بود ، پيش نيامدند و ابواب خيريت بر روى خود مسدود نمودند . به اين جهت اقامت اردوى كيهانپو به مدت شش ماه كشيد و محصولات آنها نيز عرضهء تلف گرديد . ميرزا محمد رضى در جواب عرض نمود كه سايهء عظمت و شكوه آن جناب سنگينتر از هزار كوه وقار و تمكين و سكنهء اين شهر ضعفا و مساكين تاب صلابت و مهابت نياورده ، چون مورچگان ناتوان از خوف جان ، پناه به حصار برده ، دم زندگانى را غنيمت مىشمارند ، نه آنكه از راه تمرد و عناد خيال گردنكشى به سر دارند .
اين عرض در موقف عزّ و شرفپسند و مستحسن افتاد و فرستادهها به عطاى خلاع لايقه مشمول عنايات فائقه شده خجسته حال و منشرح البال معاودت به خانههاى خود نمودند .
كدخدايان محلّات براى دريافت حالات هجوم آوردند . ميرزا احمد رضى آنچه به رأى العين ديده و مراعات و تفضلاتى كه از جناب اقدس در حق او به ظهور رسيده بود ، تقرير كرده و به ميرزا امين و حاجى جعفر و ابراهيم خان ظاهر نمود كه اهل اردو ذخيرهء سى و دو ساله فراهم آورده هر روز قافلهها پربار اجناس از جوانب و اطراف مىرسد و احوال شهر بر نهجى كه هست مىبينيد كه روزبهروز جنس ماكول مفقود مىشود و در چند روز حبوب از نايابى به مرتبهء لعل سفيد و كبريت احمر مىرسد . صرفه جز اطاعت اولياى دولت قاهره نيست و اراجيف عوام و تحذيرات انام كالانعام را محض دروغ و فريب بىفروغ دانسته ، سر بر خط انقياد بايد نهاد و ابواب خير و امان و حفظ ناموس و جان بر روى گشاد . آنچه ما ديديم و دريافتيم ، ذات قدسىصفات شاهنشاهى رحم و كرم مجسم و آيهء رحمت در حق خلايق و اصناف امم است و ضبط و نسق بر اهل اردو به مرتبهاى ، كه بعد منع و قدغن مجال نيست كه هيچ قوىدستى بر ضعيفى به تندى نگاهى
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٢٤٥