تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
پيوسته بود - مستدعى و متكفّل گرديد كه به هر خدمتى و مهمى كه مأمور گردد ، در تقديم آن به جان و دل بكوشد . از اين عرض مستمندانه ، درياى افضال پادشاهانه به جوش آمد و مشار اليه را به لقب ارجمند خانى و عطاى جيقه و حكومت كوه‌پايه معزّز و سربلند فرمودند و همين قسم هركه از كدخدايان وارد معسكر فيض‌نشان گشته به شرف ملازمت كيمياخاصيت رسيد ، داخل دار الامان و مشمول عنايات بيكران گرديد . در همين اوقات ، عالىجاه نواب خان جزايرچىباشى كه از اثناء راه به‌جهت آوردن جعفر خان با خانه كوچ و اقوام به‌سمت طبس كيلك رفته بودند ، با خان مذكور به درگاه جهان‌پناه آمده بارياب مجرا شد . انواع تفقّد و مرحمت از طرف قرين الشرف اعليحضرت به جعفر خان معمول و صنوف تفضل و نوازش دربارهء نقد على خان ، برادر و ديگر اقوام او ، مبذول گرديد و حسب الاستدعاى جعفر خان ، تمامى ايل زعفرانلو به خطاب مستطاب درّانى باميزيى شرف اختصاص يافته به پايهء امتياز رسيدند . هردو برادر با خانه كوچ رخصت وطن يافته ، به اتفاق عالىجاه رفيع‌جايگاه ، بندهء دولت‌خواه فدويت‌نشان ، اسد اللّه خان ، نايب ايشك آقاسىباشى ديوان اعلى ، حسب الامر عازم خبوشان گشتند و خوانين اكراد ، در ازاى اين عنايت خديو با عدل و داد ، وقت رخصت متعهد شدند كه كل سركردگان چمشگزك را به اطاعت آستان عظمت‌بنيان ترغيب نموده به حوزهء انقياد آورده ، به درگاه خلايق‌پناه آرند و سرگرم تقديم خدمت و جان‌فشانى سازند ، چنانچه جعفر خان بعد رسيدن به خبوشان ، توقف در آن مكان ورزيده و سركردگان طوايف اكراد را مألوف و اميدوار عنايات جناب و الا ساخته ، به اتفاق نقد على خان برادر خودش و عالىجاه اسد خان - كه از درگاه فلك‌اشتباه براى آوردن خوانين چمشگزك تعيين شده بود - روانهء دربار جهان‌مدار نموده و خوانين مشار اليهم بعد رسيدن ، غاشيهء بندگى بر دوش و حلقهء اطاعت در گوش كشيده و مؤسس اساس عهود و مواثيق گرديده ، عهدنامه‌ها نوشته و به امهار مختوم ساخته ، به ركيب‌خانهء همايون سپردند كه به هيچ وجه از رضاجويى خاطر اقدس عدول ننمايند و با دوستان اين دودمان سلطنت‌بنيان ، دوست و با دشمنان اين خاندان ، دشمن بوده نسلا بعد نسل از اين عهد موكد و پيمان موثق متجاوز و مختلف نشوند و حقوق عنايات تفضلات قبلهء عالميان را بر طاق نسيان نگذارند . در اين اوان كه رؤساى اكراد و غيره ايلات ، رو به بارگاه عالم‌پناه آورده تشبت به اذيال عواطف و افضال خديو بىهمال نمودند ، قوافل اكراد على الاتصال