شادروان دولت مقرر و آن سرزمين به يمن سايهگسترى خيام نصرتاثر ، همسر به سپهر اخضر گشت و در آن محل سعادت منزل ، به معمارى راى رزين و مهندسى طبع هنرآفرين ، قلعهء مرتفعهء وسيعه و عمارات عاليهء منيعه و بازار و چارسوى با فضا و مساجد و حمامات دلگشا نقشپذير طرح تعمير شد و بنّايان درستانديشه و كارگران مهارتپيشه از اطراف و اكناف ممالك محروسه حاضر آمده ، به مأمور به كار ؛ و داروغهها و محصلان سرگرم اهتمام و اصرار گرديدند . در عرصهء چند روز ، قلعهء فلكقرين در كمال متانت و استحكام و عمارات رفيعهء دلنشين به لطف و زيبايى تمام ، صورت اتمام و زينت اختتام پذيرفته ، شهرى معمور و منزلى پرفرح و سرور كه سواد خرمى ايجادش طعنه بر غرهء بيضاى عيد و شكوه و شأن كرسى عرشبنيانش پهلو به نه قصر مشيد زند ، زيب ترتيب يافته ، روكش قصر زمردين رواق و مشهور در ساكنان عرصهء آفاق گرديد .
چون سكنهء بعضى از قلاع متعلقهء ارض اقدس از قبيل شانديز و جورمكن و اخلومد به غرور متانت و استحكام امكنه و مساكن ، به جاهاى خود منزوى و متمكن بوده ، رجوع به دربار جهانمدار نياوردند ، جمعى از بهادران بهراممهابت و غازيان اسدصلابت تعيين شدند كه آنها را به طريق هدايت راهنمايى و از ارتكاب شيوهء مخالفت چشمنمايى كنند .
هركه رقبهء اطاعت به ربقهء انقياد دهد ، او را استمال و به شمول مراتب عاطفت خوشحال سازند و هركس به مقتضاى شقاوت ، سر از جادهء فرمانبرى بپيچد ، به قلع و قمع او پردازند . مأموران به حسب فرمان واجب الاذعان ، بدان نواحى رسيده و در صدد استكشاف حال عاصى و مطيع و دريافت نيات شريف و وضيع شدند . متحصّنان به مجرد ورود جنود ظفر نمود در آن حدود ، سود و بهبود جز در اطاعت و استكانت نديده ، همه اختيار طريق عجز و الحاح نمودند و به محض جنبش كليد ارادهء بهادران ظفر فتح آماده ، ابواب خير و فلاح به حواله كردن مقاليد قلاع بر روى خود گشودند .
افتتاح اين حصون ، مقدمهء فتوحات عظمى گشته ، مژدهرسان اولياى دولت روزافزون و موجب رعب و هراس جميع سركشان طالعنگون گشت . سليم طلاى يوزباشى شانديزى - كه دماغ آشفتهء سوداى گمراهى و دلنهاد تحصّن و قلعهدارى بود - خود را در ورطهء بىدست و پايى ديده از در انابه و استيمان درآمد و جبههساى عتبهء سپهررتبه گشته ، به تدارك تقصير و قصور - كه در حاضر شدن بارگاه كرامتظهور از او به صدور
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٢٣٥