در بيان كيفيت محاصرهء مشهد
چون كليد فتح قلعهء تون به تأييد قادر بيچون ، بهدست اولياى دولت ابدمقرون آمد و خاطر ملكوت مناظر به حصول انفراغ از اين مهم طمأنيتاندوز و نشاطتوام شد ، ارادهء كرامت آماده بهسمت مشهد مقدس و طواف آن ارض اقدس ، از ضمير الهامپذير پادشاه گردونسرير ، سر برزد و باعث بر اين حركت سراسر مثوبت و موجب نهضت مستلزم النصرت ، آنكه به عرض اشرف رسيد كه از تاريخ مقتول شدن نادر شاه الى حال ، قريب هفت سال است كه بلدهء مسطور به سبب خالى بودن از پادشاهى مستقل و تسلط اوباش و اراذل ، مورد انواع فتنه و فتور است ، شرفا و رعايا از آسيب و تعدى اشرار ، دم خوش نمىزنند ، بلكه خدّام روضهء مقدسه از بيم اذيت و اضرار ، نفسى پهلو به بستر آسودگى گرم نمىكنند و هر سال يكى از رؤساى ايلات زورمند ، محصولات حوالى آن ارض شرفپيوند را چراگاه خيول ستم و گزند مىسازد و در اين دو سال كه مير علم با خوانين چمشكزك ، طرح خصومت و جنگ انداخته رايات تسلط و اقتدار بر آن ديار افراخت ، ارباب ثروت و دولت را به مصادرات از حد افزون و مواخذات گوناگون متضرر و گرفتار ساخت . كسى را كه گمان اندك تموّل به خاطر مىآورد ، جواهر و اجناس ديگر به قيمت گران به آنها داده مبالغ خطير از وجه مبيع به طريق توزيع تحصيل مىكرد و فرمايشهاى ديگر بر آن افزوده ، تكليفات مالايطاق مىنمود . خلايق از اين تعدىها نهايت عاجز و تنگ و دست همه از بار مظالم او ته سنگ بود .
بنابراين امور ، مخطور خاطر كرامتظهور چنان شد كه كس به ارض مقدس فرستاده از كيفيت فتح تون و توجه موكب همايون به اصلاح بىنسقىهاى مشهد سعادتمشحون اطلاع داده آيد ، تا آفتزدگان ظلم و بيداد را دل از قرب زمان معدلت و دادرسى برآسايد . از براى تبليغ اين نويد عافيتتمهيد ، كريم خان درّانى چاوشباشى سركار خاصه شريفه ، مطمح نظر اصابت اثر خديو خردپرور شد . موجبش آنكه خان مذكور در ايام محاصرهء نيشابور براى تسكين و تسليهء قلوب محصورين ، مأمور به رفتن ارگ شهر مزبور شده بود . آن سيهبختان بر شيوهء سخننشنوى اصرار نموده او را همانجا نگاه داشتند و حضرت كشورستانى در آن سال به الهام آسمانى ، دست از تسخير آن بقعه