به عمل آمد كه احدى از اردو و تمامى پيرامون بيوت و امكنهء سكنه آنجا نگردد و متعرض مال و احوال متنفّسى به وجه من الوجوه نشود و بهجهت ضبط اموال مير علم ، عالىجاه و رفيعجايگاه معتمد درگاه خلافتپناه و مخلص بلااشتباه ، مقرب الخاقان ، برخوردار خان و عالىجاه رفيعجايگاه ، مقرب حضرت سلطانى مؤتمن دولت خاقانى ، حاوى كنوز رموز و حكم صاحب السيف و القلم ، گل محمد خان امين الملك و عالىجاه رفيعجايگاه واقف رموز آدابدانى و ناظم امور بارگاه آسمانجاه خاقانى ، مقرب الحضرت الخاقان محمد تقى خان صاحب اختيار ايران و واقف حضور آفتاب لمعان را مأمور به رفتن ارگ فرمودند و خوانين مذكور موافق ضابطه و دستور ، به مكان مسطور رفته ، اثاثه و اموال پادشاهى ، از قبيل ظروف و آوانى سيمين و زرين و ديگر چيزهاى مرصع به جواهر ثمين و درر لآلى گرانبها و لعل و الماس درخشان خورشيدضيا و اقمشه و اجناس نفيسه و تحف غريبهء لطيفه - كه نظير آن در سركار سلاطين زمان ناپيدا و هر يكى از ندرت و نايابى حكم عنقا داشت و مير علم در ايام انقلاب دست تصرف بر آن يافته از مشهد مقدس برداشته به ارگ تون آورده بود ، با اسب و استر و خيمه و چادر و شمشير و سپر و جوشن و مغفر ، تمامى به ضبط سركار دولتمدار آمد و اهالى حرم مير علم - كه در ارگ بودند - همه به مساعدت بخت ، در سلك پردگيان سرادق سلطنت و پرستاران حريم عزّت انتظام يافتند و نقد على خان برادر جعفر خان متينانلوى كرد ، با محمد تقى خان پسر عم خود روى نياز به درگاه عاجزنواز آورده به وسيلهء مقربان بساط دولت شرف تقبيل عتبهء فلكرتبه حاصل نموده به عطاى خلعت سراپا التماع و جيقهء مرصع مهرشعاع و ذخيرهاندوز عزّت و افتخار گشتند و از فيض انظار عنايت خديو كامكار ، مرتقى مدارج دولت و اعتبار شدند و نواب خان درّانى جزايرچىباشى با پانصد نفر مأمور شد كه همراه مومى اليهما به قلعهء طبس رفته عالىجاه جعفر خان و كوچ و بنهء ايشان را كه به موجب اشارهء مير علم خان در آنجا محبوس بودند ، برآورده در نواحى مشهد مقدس به اردوى معلى آورند و حكّام و عمّال از رؤساى همان مملكت ، به هر سمت و ناحيه تعيين و فتحنامهها به اطراف هر ولايت و سرزمين ارسال يافت .
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 228
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٢٢٨