حكومت قاين سرفراز و كامياب گرديد و خدابخش خان نخى به كلانترى و جمعى از عمال براى رتق و فتق مهمات سمت تعيين يافتند و چون از عرض راه امر جليل القدر عزّ امضا يافته بود كه عاليجاه شاه پسند خان ، ميرآخورباشى سركار خاصهء شريفه و سردار عساكر نصرتنشان ممالك خراسان - كه مأمور هرات شده در آنجا توقف داشت - با قشونهاى همراهى خود و توپخانهء هرات ، عازم درگاه آسمانجاه شود . خان مشار اليه به تاريخ بيست و نهم شهر شعبان المعظم وارد درگاه سپهرحشم و جبههساى آستان ملايكخدم گرديد و عاليجاه محمد تقى خان شيرازى را كه از جمله اعاظم ايران و در ركاب گردونمآب به منصب واقفى حضور ساطع النور امتياز از همه امراء و اركان داشت ، به درجهء رفيعهء صاحباختيارى ولايات ايران معزّز و سربلند فرمودند و در طى همين منازل انزل خان سردار سابق هرات و عناب خان تايمنى با جمعى از اويماق و اسماعيل خان حاكم خواف ، شرفاندوز ركاب جهانيانمآب گشته ، به عطاى خلاع فاخره سربلند و از يمن چاكرى دربار عظمتپيوند ، كامياب مراتب ارجمند و از مقاصد عليا بهرهمند شدند .
در بيان فتح قلعه تون به تائيدات قادر بيچون
چون انتظام كارگاه جهان وابسته به اراده و مشيت خالق انس و جان است ، مرقوم رقم تقدير چنان بود كه مملكت خراسان روزى چند جولانگاه توسن اوباش بوده ، كارش از نظام افتد و باز به يمن توجه فرماندهى والاهمم و پادشاهى معدلتشيم ، به زيور حسن تعمير آراسته و از خس و خاشاك اشرار مصفّا گشته به حالت آبادى گرايد و از آنچه بود خوبتر به نظرها آيد . كاركنان قضا اسباب صورتنماى اين مدعا در پس پردهء تقدير سرانجام و از قدوم شاه معدلتگستر نويد به گوش ساكنان آن مقام مىدادند ، تا آن كه اين داعيهء صوابانتما از ضمير عدالتتخمير خاقان كشورگشا سمت بروز و اعتلا گرفت و بعد فراغ از مهم قاين توجه خاطر دريامقاطر به تسخير قلعهء تون مبذول شده ، حكم و الا به نفاذ پيوست كه عالىجاه قورچىباشى و خوانين مأمور به رفاقت او ، دو منزل از لشكر نصرتشامل پيشرفته بر دور قلعهء تون خيمه زده چشم به راه ورود موكب مسعود باشند . مأمورين حسب الامر روانهء سمت تون شدند و مواكب انجمحشم نيز به تاريخ