بهجهت سرانجام بعضى از لوازم و ضروريات ، آن مقام فرحتانجام را مورد انوار يمن و شرف داشته ، به ديدن سان عساكر نصرتنشان و عملهء درب دولتخانهء سپهرآستان پرداخته و خاطر ملكوتمناظر را از سامان سياق ظفرانتساق ، مطمئن و مجموع ساخته ، لواى توجه بهسمت مقصد افراختند و در منزل موسوم به قريهء بهاك عبد اللّه خان ايشك آقاسىباشى و خان جان خان درّانى ، سردار ممالك موضوعهء هندوستان با پيشكشهاى عمده و بىنظير و خزانهء موصولهء كشمير ، وارد درگاه فلك اشتباه گشته شرفاندوز آستانبوس گرديد و در همان منزل رضا قلى خان جامى از جانب پادشاه والاجاه عالمگير شاه - كه بر تخت سلطنت جلوس نموده بود - از براى رسانيدن خبر جلوس و استدعاى تأسيس اساس دوستى ، جبههساى عتبهء فلكرتبه گرديده ، نامهء محبتشمامه و تحف و هداياى مودت علامه را از نظر فيضگستر گذرانيده و به حصول جواب نامه تودّد ارقام و شمول توجهات خسرو انام ، شادكام و مقضى المرام گشته و از درگاه خلايق مطاف رخصت انصراف يافته ، روانهء شاه جهانآباد شد . و در اين سال ماليات الكاى پيشاور و اتك و ديرهجات را خان جان خان سردار از دفترخانهء همايون سركار گردونمدار به اجاره گرفت و از پيشگاه فضل و كرم اعلى حضرت خاقانى به خطاب مستطاب اياز بارگاه ظل سبحانى عزّ اختصاص يافته ، بهسمت ديرهجات و ملتان و غيره اماكن متعلقه به سردارى خود رفت و موكب جهانگشا با جنود تأئيد خالق الارض و السما كوچ بر كوچ نهضتفرما شده در چهارم ماه جمادى الثانى به دار القرار قندهار شرف ورود ارزانى فرمود .
ذكر تفويض ولىعهدى و نيابت سلطنت به شاهزادهء خورشيد طلعت والاجاه تيمور شاه و ارتفاع رايات عظمت و شان به جانب مملكت خراسان
و چون داعيهء تسخير خراسان و سفر دور و دراز ممالك ايران ، پيشنهاد خاطر الهاممآثر خديو كيهان بود ، شاهزادهء قمرطلعت خورشيدشوكت فريدونمكنت جمشيدلوا ، نواب كامياب فلكجناب سپهرانتساب ، تيمور ميرزا را به نيابت سلطنت تعيين و اختيار عزل و نصب سرداران و بيگلربيگيان و غيره به كف اقتدار آن فروزندهء جوهر خردمندى تفويض نموده به دار السلطنهء كابل مرخص ساختند و نواب فلك جناب سليمان ميرزا را نيز