تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
چون با سركردگان قرايى هم بنابر سازش آنها با يوسف على خان تغاير خاطر داشت ، به تربت حيدريه رفته محمد على خان را نيز كور كرده ، ديگر سركردگان قرايى را مبلغ خطير حواله نمود و از آن‌جا بر سر نيشابور رفته ، شهر را محاصره كرد . على خان قلجى و عيسى خان شادلو و محمد رضا خان قراچه‌لو - كه اولا با او طريق موافقت پيموده بودند - از غدر و خدعهء او انديشه‌مند شده هريك با جمعيت خود فرار اختيار نمودند . زال خان جلاير نيز گريخته به كلات رفته و ابو طالب خان عرب را به انتقام نفاق و بىوفايى كه از او سر زده بود كشته ، در قلعه تمكّن گزيد . امير خان قرايى و سركردگان كرد ، از اختلال احوال خود و استيلاى دشمن به جان آمده ، رو به درگاه مظلوم‌پناه آورده دادخواه شدند . خاتمهء احوال او ان شاء اللّه تعالى در طى وقايع سال آينده مذكور خواهد شد .

[ وقايع سال هشتم ]

وقايع سال هشتم جهان‌آرايى اين مهر سپهر سرورى مطابق سنهء 1167 هجرى موافق سال استائيل تركى

ارض مقدس سخن مشهد عندليب ناطقه است و صفحه حال اين گلشن حيرتكدهء مصور خامه كه سلطان بهار امسال با شأن و شكوهى رو به چمنستان روزگار آورده كه انديشهء محاسب‌پيشه ، چندان كه انگشت حساب به‌شمار سامان آن فرسايد ، مشكل كه از عهدهء تعداد يكى از هزار آن برآيد و يسل‌بند خيال اگر صف‌هاى عبارات در عرصهء تعريف آن آرايد ، دشوار است كه به ترتيب سطرى از توصيف عساكر خرمىنشانش ، علم فصاحت به ميدان براعت گشايد . همانا آغاز سال هشتم لشكركشى پادشاه آسمان‌جاه است كه با اصغاى خبر طغيان بعضى شوربختان و بدطينتان كه در بستان فردوس‌نشان خراسان ، چون سبزهء بيگانه سر از گريبان بىآزرمى كشيده گلستان را خارستان و باغ بهشت را منبت‌اشجار خبيثهء تمرّد و عصيان ساخته و به جاى سرو و شمشاد رايات فتنه و فساد به در آن سرزمين سعادت‌ايجاد افراخته بودند ، رايات فيروزى آيات به ارادهء بند و بست مملكت خراسان و تنبيه و تأديب اشرار و سركشان ، با طنطنهء شوكت و اعتلا از نوشهرهء سند ، آسمان‌سا گشته به تاريخ بيست و دوم ماه ربيع الثانى منزل رهبرى را - كه از محالات سند است - مضرب خيام كشورستانى و رفعت‌اندوز مدارج آسمانى فرمودند و تا سه روز