ذكر طغيان مير علم خان در مملكت خراسان و رسيدن آن خبر به درگاه خديو جهان و جهانيان
به عرض ملازمان بارگاه جاه و جلال رسيد كه على خان قلجى كه با ابراهيم خان بغايرى حاكم سبزوار در صدد منازعت و عيسى خان كرد شادلو كه با ولى خان شادلو در مقام مخاصمت و محمد رضا خان قراچهلو كه با نجف على خان قراچهلو بر پلهء معاعدت و صاحبان ايل و جمعيت بعضى از طايفهء كرد و ترك بودند ، از راه غرض هرسه نفر نزد مير علم خان - كه با سه چهار هزار قشون رخت عزيمت بهسمت ترشيز كشيده بود - آمده ملحق گشته . او را بهطرف سبزوار بردند و مير علم خان به اغواى على خان ارادهء تسخير شهر سبزوار و تدمير ابراهيم خان نمود . چون ابراهيم خان بغايرى با جعفر خان كرد سررشتهء وفاق و اتفاق مربوط داشته مراسله به او نوشته مستدعى اعانت و امداد شد ، بنابراين جعفر خان قشون اكراد و اتراك را فراهم آورده قريب سى هزار نفر به سركردگى برادرش نقد على خان و برادر ابراهيم خان كيوانلو با ده دوازده عراده توپ از توپهاى مشهد مقدس ، به كمك ابراهيم خان بغايرى روانهء سبزوار نمود و بعد از ورود كمك مير علم خان نيز مهياى پرخاش گشته ، بند و بار خود را با دو هزار پيادهء تفنگچى ، در قريهء خسروگرد گذاشته و سه هزار كس با خود برداشته ، به مقابلهء افواج كمكى شتافت . از آنجا كه فتح و شكست وابسته به مشيت قدير مطلق است ، فحواى كريمهء
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »
به ظهور پيوست و مير علم خان با فوج قليل بر آن جم غفير منصور شده ، توپخانه و اسباب و احشام نقد على خان را بهدست آورده ، با كمال استكبار و نهايت اقتدار بر سر سبزوار آمده به محاصره پرداخت و با اندك جدال و قتال ابراهيم خان را گرفته با غرور موفور كه از فتوحات مذكور در دماغ او جا كرد ، عازم مشهد مقدس گرديد . جعفر خان كرد و ابراهيم خان كيوانلو - كه قشونهاى كرد و ترك فراهم آورده در آنجا اقامت داشتند - با جمعيت كثير از شهر بيرون آمده و به جنگ پرداخته هر دو منهزم شدند . جعفر خان به قلعهء اخلومد و ابراهيم خان به رادكان - كه محكمهء هريك بود - روانه شد و مير علم خان داخل مشهد مقدس گرديد . يوسف على خان جلاير را كه سال گذشته با او رنگ موافقت ريخته ، خواهر خود را نامزد او و دختر شير غازى خان ، برادر يوسف على خان را براى پسر خود خواستگارى كرده سررشتهء وصلت و خويشى