176 ، 177 ، 222 ، 269 ، 342 ، 343 ، 430 ، 431 ، 484 ، 485 ، 507 .
1 - 3 - وصف باران هندوستان
« تواتر قطار امطار ، دريا دريا گهرهاى آبدار نثار مقدم خديو كامكار نموده ، هردم آبروى تازه حاصل مىكرد و آب گنگ به اميد پاىبوس اشرف ، آغوش تمنّا از امواج گشوده ، آرزوى دل خود را به ساحل اظهار مىآورد . ابرهاى متراكم به نحوى محيط آفاق گشته كه آفتاب جهانتاب را شب و روز فرصت چشم گشودن نمىداد و طغيان آب به مرتبهاى روى زمين را فروگرفت كه خلايق را آشوب اين سيلاب جهاننورد با طوفان نوح مشابه مىافتاد . طاير نگاه اگر از خانهء خسپوش مژگان هواى پرواز مىكرد ، از نزول باران متصل ، طيران نمىتوانست نمود و ناخداى تصوّر اگر سفينهء انديشه را جايى قرار و لنگر مىخواست ، مكانى جز قعر آب نبود . تا نظر كار كند زمين آب بود و سيلاب و تا خيال بال به شناورى گشايد ساحل مفقود و ناياب . . . » ( 438 )
1 - 4 - وصف قلعه قلات .
« قلعه قلات بر فراز تپهء رفيع و بر پشت ستيغ واقع و از موضعى كه شهر بر سر آن آباد شده است ، آبى به افراط از سنگ جوشيده كه چشمه در اندرون قلعه ازو روان و بر دور و اطراف حصار نيز از همين آب سرشار ، آبشارها جارى و خروشان مىرود . و قلعهء مذكور به حدى قوىبنياد و محكم اساس بود كه مصوّر خيال در صورت استعجال نقش تسخير آن را به چندين سال ، بر لوح ضمير تصوير نمىتوانست نمود .
مگو قلعه ، بل كوه افلاك بود * اساس وى از سنگ بر خاك بود
عجب قلعهاى ، برده دست از فلك * فرازش سماك و نشيبش سمك
سر كنگرش خنجر فرق مهر * زده زخمها بر حصار سپهر
( 73 )
و توصيفهاى ديگر مانند توصيف او از روزهاى آخر حيات نادر شاه افشار ( 51 ) ، درهم و برهم شدن كار شاهرخ شاه ( 160 ) ، وصف شب و تركيب آن با دستورهاى احمد شاه ( 142 ) توصيف خراب كردن تخت طاووسى ( 145 ) ، خراب كردن قلعهء آلاجات و بتخانههاى آن . ( 502 )
2 - سجع و موازنه
كاربرد وسيع سجع و انواع و اقسام آن يكى از مشخصههاى نثرهاى مصنوع است . در اين