تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

در بيان حدوث نفاق ميانهء امراى پراتفاق اعراب و اكراد خراسان كه مضاد دولت خداداد خديو آفاق‌ستان بودند

در ضمن وقايع احوال سنوات سابقه مرقوم خامهء حقايق‌بيان گرديد كه در سال گذشته كه رايات عاليات توجه به صوب دار القرار قندهار فرمود ، مير علم خان خزيمه با خوانين اكراد از در سازش و اتحاد درآمده و على نقى خان بيگلربيگى مرو كه بعد از جنگ با يوسف على قلى خان جلاير و انهزام او در مشهد مقدس بساط حكومت گسترده بود ، مجادله كرده از شهر بيرون نمود و به اتفاق جعفر خان كرد ، شاهرخ شاه را به دستور يوسف على خان و على نقى خان مروى دست‌آويز كام‌روايى ساخته ، متوجه امر وكالت شد و سه ماه در ارض اقدس به سر برده به صلاح و صوابديد تمامى رؤسا و خوانين اكراد و اتراك قصد تسخير قلعه رود و تدمير اسماعيل خان خوافى - كه از متوسلان درگاه مروت‌بنيان بود - به خاطر مصمم كرده و جعفر خان را نزد شاهرخ شاه ، در شهر گذاشته ، نقد على خان برادر جعفر خان را با سركردگان و قشونهاى تركيه و كرديه همراه برداشته ، روانهء الكاى خواف گشته و قلعهء اسماعيل خان را محاصره نموده و توپ‌هاى كوه‌توان و قنباره‌هاى آتش‌فشان بر اطراف قلعه بسته در پاى حصار نشست . انزل خان درّانى سردار و درويش على خان بيگلربيگى دار السلطنهء هرات ، از استماع اين خبر به هم‌عنانى تائيداقبال خديو هفت كشور به كمك اسماعيل خان رسيده و شعله‌افروز حرب و پيكار گرديده ، مير علم خان را از عرصهء كارزار منهزم ساختند . چون از جانب شهريار ثريااقتدار مأذون به استيصال او نبودند ، به تعاقب نپرداختند و از آن‌جا لواى نهضت به صوب هرات افراختند . مير علم خان بعد از شكست يافتن با معدود از اعراب راه قلعهء تون و قاين - كه محكمه و مسكن او بود - پيش‌گرفت و به اطراف و جوانب خراسان محصلان به‌جهت جمع‌آورى ملازمان فرارى - كه از معركه گريخته بودند - فرستاد و توقع داشت كه جعفر خان از راه مودت و و داد با قشونهاى اكراد رفته ، به او خواهد پيوست و به معاضدت مشار اليه كمر همت بركشيدن انتقام خواهد بست . جعفر خان او را كم‌زور ديده و از موالفت او مخالفت گزيد . اگر چند در ظاهر مراسلات روانه و اظهار الفت مىكرد ، اما در باطن صفايى