خيمه بيرون شهر زد و چند روز به اطراف و جوانب گرديده ، از هيچسو راه درآمدن به درون شهر پناه نيافته ، بهسمت دريا كه از دور رفتن آب ميدان وسيع محاذى در آنجا واقع بود ، با سورجمل و غيره افواج و سرداران همراهى آمده نزول نمود .
از اين طرف مردم پادشاهى ديوارى طولانى از برج شهر پناه تا كنار دريا پيش رو كشيده و خندقى عميق حفر كرده و جابهجا دمدمه و سيبهها به طريق مورچال بسته ، توپهاى بزرگ بالاى آن برآورده و ديگر آلات و ادوات آتشبازى از قبيل ضرب زدن و جزاير و تفنگ از اين سر ديوار تا آن سر چيده ، حصار آتشين ترتيب دادند كه دلاوران روئينتن و فيلتنان كوهشكن را بر روى آن آمدن محال و افواج آهنينجگر را از ضرب گولههاى جبالافگن ، مجال پافشردن در آن ميدان دور از خيال . سپاهيان ابو المنصور خان فوجفوج و توپتوپ هر روز سوار شده مىآمدند و حملههاى رستمانه مىكردند ، اما از صاعقهريزى توپخانهء آتشبار نمىتوانستند كارى از پيشبرد و غير از اينكه چندى را به دم توپ و تفنگ داده برگردند حاصل سعى و كوشش آنها نبود و طول مدت اين محاربه به دو ماه كشيد . روز و شب از آتشخانه حصار نوتيار ، بلافاصله شعلهافروز مىگرديد و از بالاى قلعه - كه توپهاى دوررس بر بروج و دروازهء آن نصب شده بود - گولههاى متواتر چون تگرگ از آسمان مىباريد و از افواج پادشاهى در خارج قلعه سنگر بسته بودند در گذشته به معسكر ابو المنصور خان مىرسيد ، بان خود حسابى نداشت كه دستهدسته از هر طرف سر به هوا مىكشيد و هرجا كه مثل شهب ثاقبه فرود مىآمد ، پنبهزارى از استخوان سوختگان آتش بيداد مىدميد . چون عمارات شهر شاه جهانآباد بر كنار دريا به وضع طولانى واقع است ، قلعهچهاى از بناهاى فيروز شاه افغان نيز در ميان عمارات آمده از امكنهء منيعهء مرتفعه است و مسجدى در آن تعمير يافته كه سقف آن مشرف بر قلعه بود ، ملازمان ابو المنصور خان آن را در نظر كرده و با بعضى از سكنهء آنجا سازش نموده ، شبانگاه از راه غيرمعروف به قلعه درآمده ، خواستند توپى بالاى مسجد مذكور برآورده ، گلولهاندازى به درون قلعه بكنند . چون از جانب شهر چند توپ بزرگ ده من و دوازده من تبريزى رو بهطرف ابو المنصور خان بسته بودند ، اين طرف چند توپ بزرگ بيست آثارى و سى آثارى و زياده از آن هم بود ، توپچيان فرنگىهنر سحركار آن توپها را بر آن قلعه بسته و گولههاى كوهافكن به آن مكان شامخ انداختند . توپكشان ابو المنصور خان را فرصت بالا برآمدن ندادند و افواج ديگر هم از گرد و پيش بر حوالهايى كه متصل و
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص١٩٩