تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
برخوردار خان را به سبب واهمه‌اى كه از جانب ايشان داشت به قتل رسانيده است . اعلى حضرت قدر قدرت ، به اصغاى اين حقيقت ، شاه‌پسند خان ، مير آخورباشى سركار خاصه شريفه را با جمعى از افواج قاهره از منزل مزبور مرخص و به تنبيه او مأمور فرمودند . چون معلوم شد كه بوستان خان درّانى فوفلزيى ، مستوفى الممالك سعادت‌اندوز حضور بود ، خفيتا عرايض به خان خانان و مراسلات به مقرّب خان برادر خود متضمن اغوا فرستاده تحريص به عناد مىكند و به ايشان نوشته و مىنويسد كه امرى كه مطمح نظر شده به كار خود مستعد بايد بود ، كوتاهى نبايد نمود ، وقتى كه موكب عالى وارد نزديكى قندهار گردد ، تدبيرى كه من انديشيده‌ام به عمل آورده كار به انصرام مىرسانم . به رهنمونى راى صواب‌نما و مشورت دولت‌خواهان با صدق و صفا علاج آن بدانديش فتنه‌افزا - كه در پردهء اختفا تحريك مواد فساد مىنمود - لازم شناخته به زندان احتياط مقيد فرمودند . خود نيز به دولت و اقبال با جنود تائيدات ايزد بىهمال ، عنان سمند عزيمت به صوب قندهار معطوف نمودند . القصه شاه‌پسند خان به موجب حكم قدرتوأمان ، به جناح استعجال قطع منازل نموده ، به قندهار رسيد خان خانان هم از قلعه برآمده ، معركه‌آراى معصيت گرديد . جنگ عظيم واقع شد . لازمهء كشش و كوشش از طرفين به عمل آمد . شاه‌پسند خان به تائيد فضل الهى و نيروى اقبال پادشاهى غالب آمده جمعيت خان خانان را برهم زد . خان خانان مغلوب گشته در شهر تحصّن جست . شاه‌پسند خان غلبه كرده به قلعه درآمده و او را دستگير ساخت . در آن روز از طايفهء عرب كه ملازم خان خانان بودند جرأتهاى نمايان به ظهور پيوست و جمعى كثير از ايشان در ميان كوچه و بازار - كه به جنگ و مدافعه ايستاده بودند - طعمهء تيغ آبدار شدند . محبت خان بلوچ هم - كه در شهر با خانه‌كوچ سكنا داشت و از جمله اراكين خان خانان شده بود - اقدام جنگ با قشون پادشاهى نموده در هنگام مغلوبه كشته شد و بعد از آن خديو دوست‌نواز دشمن‌گداز ، در ساعت مسعود و زمان محمود ميمنت‌آمود ورود به دار القرار قندهار فرمودند و پايه‌افزاى سرير دولت و رونق‌بخش بارگاه معدلت شده ، ابواب بهجت و كامرانى به روى روزگار گشودند . اكابر و اعيان شهر از علما و فضلا و صلحا و فقرا شرف‌اندوز ملازمت شده ، مستفيض و مستفيد صنوف عواطف و الطاف از بارگاه خلايق‌مطاف گشتند . هواخواهان