مشتمل بر دكاكين سراپا تزئين و بازار دلگشاى رونقآگين ، حسن ترتيب پذيرفته كه تجار جوانب و اطراف و سوداگران ممالك و اكناف ، اقسام اجناس و انواع حبوب و غلات براى مبيع در آنجا آورده و حوايج مطلوبهء خود را از اين معمورهء پرفيض ابيتاع نموده ، منافع دلخواه برگيرند . مجمعى است از نفايس روزگار و نوادر هر شهر و ديار . هرچه در مملكت ديگر ناياب و مفقود است ، در آنجا به كثرت و وفور موجود . در بيع و شرا ميزان عدل از براى هر جنس منصوب و قيمت بلاغبن به تجويز مقوّمان صاحب وقوف ، به جهت هر متاع معين و موقوف و به طراحى طبع چمنپيراى همايون باغى هم در جنب مسجد سعادتمشحون ، مرتب گشته كه در كمال خوبى و تزئين ، رشك بساتين روى زمين و نظرفريب گلچينان فردوس برين توان گفت . اشجار ميوهدار به كثرتى و حياض و انهار سلسبيل آثار به صفايى كه دامان بهار از آثار آن پربار ، و لب كوثر به توصيف لطافت اين هميشه سرشار است .
در بيان نهضت موكب ظفرپرور از الكاى پيشاور و رسيدن خبر طغيان خان خانان به مسامع پادشاه معدلتگستر و ايلغار نمودن سپاه نصرتآثار به دار القرار قندهار و وقوع رزم و پيكار و به ياسا رسيدن آن باغى مخالفتشعار
چون در اين سال فرخندهفال سير ممالك تركستان به خاطر كرامتمآثر خاقان كشورستان تصميم يافته بود ، بعد از انقضاى ايام زمستان و آغاز فصل بهار ، رايات نصرتنگار ، متوجه به عزم آن ديار ، از پيشاور حركت فرمود و طى منازل نموده به منزل خيبر رسيد . از روى عرايض دولتخواهان و اخبارنويسان دار القرار قندهار و كابل ، معروض استادگان پايه سرير عرش نظير اعلى گرديد كه خان خانان به اغواى جمعى از مفسدان غولصفت ، سر از شاهراه عقيدت پيچيده و طريق كجروى و گمراهى و ضلالت گزيده ، شاهزادهء و الا جاه تيمور شاه را با اهالى حرم محترم در قندهار محبوس نظر ساخته و دست خيانت به خزانه و جواهرخانه و غيره كارخانهجات پادشاهى انداخته ، قشون بسيار نگاه داشته ، اموال پادشاهى را به مصارف به موقع داده ، ارقام به حكام ولايات فرستاده ، ترغيب رفاقت خود و تحريك به مخالفت بزرگوار كيواناقتدار نموده ، حاجى حسين درّانى باميزيى خويش نواب اشرف الوزرا و روشندل خان ايچكزيى ، برادر