تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
مشحون ساخت و كوى و برزن از فرش آبگينه يخ بست ، نمونهء صرح ممرّد بارگاه سليمان و از انعكاس سپهر زبرجد روكش بساط جوهريان گرديد ، خديو آفاق به عزم قشلاق از دار السلطنهء كابل حركت ، بعد از طى منازل به آن بلدهء فردوس مماثل نزول اجلال فرموده بل چون نيّر اعظم از مشرق اقبال ، طلوع انوار جاه و جلال نموده و از كرم‌جويى رأفت و مرحمت آن مهر سپهر منير عظمت ، عالمى از افسرده‌دلان زمهرير محنت و سردمهرى فلاكت آسوده ، تا سه ماه در آن بلدهء جنت‌آئين زينت‌افزاى سرير سلطنت ابدقرين بود .

[ وقايع سال ششم ]

وقايع سال ششم كشورگشايى اين زيبندهء اورنگ فرمان‌روايى مطابق سنهء 1165 هجرى موافق سال پيچىئيل تركى

در اين اوقات خجسته ساعات كه رايات نصرت‌آيات پادشاه دارافر سايه‌گستر بر شهر نزهت‌بهر پيشاور بود ، چهره‌پرداز صور كاينات و رنگ‌آميز نقوش مكنونات اعنى نيّر جهان‌افروز و سلطان ملك نيمروز ، با طلعت نورانى و كوكبهء درخشانى از خلوت‌سراى حوت ، به منزل دلگشاى حمل ورود سعادت‌آمود فرموده ، به تجديد بزم روزگار و تمهيد سامان بهار پرداخته ، زمين را از انبات سبزهء زمردفام ، روكش سپهر مينارنگ و هوا را از وفور طراوت ، لبريز خاصيت دمانيدن گل از سنگ ساخت . در چنين حين بهجت‌آگين ، طبايع از تأثير هواى نشاطافزا در اهتزاز و ضماير دل خاك از وفور انبساط ، مانند آئينه صورت‌نماى افشاى راز بود . خاقان مهر فرّ دين‌پرور را كه پيوسته نيّت صواب‌طويتش مصروف بر اقامت بناى تأسيس اساس خير در دو جهان و همت والانهمتش مقصور بر اعلاى بقاى مآثر نام و نشان است ، ارادهء احداث عمارتى كه محل فيض عام و از براى خلايق مكان مثوبات و جاى نفع و آرام باشد ، از خاطر كرامت‌مآثر سر برزده كارفرماى عملهء تعمير شد و مسجدى عالىشأن ، محاذى دولت‌خانهء سپهر ، زيب بنا و زينت ابتنا يافت كه متعبّدان صوامع ملكوت نماز پنجگانه در آن عبادت‌خانهء قدسى نشانهء او نموده تحصيل ذخاير سعادت نمايند و قدوسيان پاك‌سرشت متوضى از آب حوض كوثرمثال آن - كه در وسط صحن با كمال خوبى و لطافت ساخته شده و آبروى تازه و لطافت بىاندازه حاصل كرده - ابواب صلاح و فلاح به روى خود گشايند . ديگر از ابنيهء مباركهء اين بانى مبانى جهانبانى ، احداث گنج وسيع الفسحت عظيم البسطت است كه متصل مسجد