تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
انوار فتح و ظفر ساخته ، سپاه نصرت‌لوا را مأمور به تنبيه اعدا فرمود .
هژبران پركين در آن داورى * نمودند آهنگ جنگ‌آورى هوا قيرگون شد ز گرد سپاه * شده تيره‌رو ديدهء مهر و ماه ز غريدن كوس و شور يلان * به لرزه درآمد زمين و زمان ز بس برق مىزد سنان سپاه * نظر خيره مىشد در آن رزم‌گاه ز آهن‌قبايان خنجرگزار * ستاده به هر سو هزاران هزار تفنگچى چه گويم به طرفى چه بود * ز جان مخالف برآرنده دود درخشيدن تيغ خاراشكاف * ربوده سياهىّ شب از مصاف ز نيزه‌گزاران در آن دشت جنگ * نشان داده از نيستان پلنگ دهل مىخروشيد بر سان شير * يلان را به پيكار كرده دلير كمان‌دار و جوشن‌وران صد هزار * پى حرب گرديده بس بىقرار ز آواز طبل و صداى يلان * به رقص آمده اسب در زير ران گروهى ز درّانيان از هرات * همه رزم‌جوى و شجاعت‌صفات گروهى از افغان با فرّ و جاه * همه نام‌داران زرين كلاه همه بوده از ملك احمدشهى * كه سازند ميدان ز دشمن تهى ز مهمند و وردك بسى نامدار * كه بودند هريك چو اسفنديار گروهى قزلباش و ازبك به هم * زده از شجاعت چو شمشير دم گروهى ز بلخ و سمرقند و دشت * كه پيكان‌شان از حجر مىگذشت بسى سيستانى و هم زابلى * ز افغان غلجايى و كابلى گروهى ز تاجيك و تاتار و روم * گروهى دلاور ز هر مرز و بوم
معين الملك نيز فسخ عزيمت كرده ، به ارادهء جنگ صف‌رو به ميدان آورده تفنگچيان آتش‌خو و پياده‌هاى نبردجو را به كثرتى كه شمار آن به قياس درنيايد و هجومى كه به عرصهء بىمنتهاى خيال گنجايش ننمايد ، پيش رو انداخته و توپخانهء قيامت‌نشانه را موافق ضابطهء پيش رو ساخته ، آدينه بيگ خان و سيف الدين محمد خان را با قشون قزلباشيه و هنديه طرف دست راست و سيد جميل الدين خان و خواجه ميرزا خان را با قشون اوزبكيه و راجپوتيه سمت دست چپ و بهكيار خان را چنداول و كورامل مقرر نموده ، رايت استكبار در عرصهء جدال افراخت .