تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
پىهم ، جدران و بروج آن حصار محكم‌بنا را غربال‌آسا مشبّك مىساختند و به شعله‌افروزى قنپاره‌هاى صاعقه‌بار ، آتش به بنياد استقامت محصوران خذلان‌نشان مىانداختند . هر توپ كه سر مىشد ، زمين و زمان را به لرزه مىآورد و هر قنباره كه آتش‌فشان مىگشت ، رخت عافيت جمعى از متحصنان را خاكستر مىكرد . » ( 144 ) در قطعهء زير ، علاوه بر استفاده از انواع تشبيه‌ها و استعاره‌ها و . . . از آيات كلام اللّه مجيد نيز بهره برده است : « حكم همايون صادر شد كه عملهء توپخانهء قيامت‌نشانه بر فراز منابر سيبه‌هاى سپهرارتفاع برآيند و در جواب آن نافهمان كه زبان گستاخى به تقرير مضامين ناصواب گشوده‌اند آيهء
« وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً »
از دهان توپ و قنباره بر ايشان قرائت نمايند . مأمورين عقيدت‌آئين كمر اجتهاد بر ميان جان بسته و سورهء
« إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ »
از مبشّر اقبال خديو بىهمال شنيده ، دست سعى از آستين جانفشانى و كوشش برآورده و سيبه‌هاى منيع و رفيع به مجاورت باره و بروج قلعه مركب كرده ، توپهاى بزرگ رعدخروش بالاى آن برده به خواندن آيهء
« فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ »
بلند صدا ساختند و قنباره‌هاى آتش‌فشان را كه مصداق
« فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ »
بود شعله‌افروز نموده به تلاوت آيهء كريمهء
« زِدْناهُمْ عَذاباً فَوْقَ الْعَذابِ »
پرداختند . هر ضرب كه از گلوله‌هاى توپ‌هاى كوه‌افكن به احجار حصارى مىرسيد ، مضمون
« تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ »
ظاهر مىگرديد و هر آوازى كه از دهان زنبورك و جزاير سرمىكشيد ، منطوق
« يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ »
پردهء گوش قلعگيان مىدريد . هر گله قنباره كه . . . » ( 165 ) « صداى تفنگ كه از جانب مخالفان به گوش او مىخورد ، از نشاطافزايى نشئه شجاعت ، نغمهء نيريز مىشمرد و آواى توپ ضرب‌كوب كه از طرف آن زيرنوازان بزم رزم مىشنود ، كمتر از طنين پر پشه و آواز مگس تصوّر مىنمود . لمعهء تيغ كه از سياهى آن ابر ظلمات مىدرخشيد ، از اين طرف بارقهء برق از بوارق سيوف شعله‌رنگ ، آتش به رخت هستى آن جماعهء بىنام و ننگ مىكشيد و تاروپود فنون كه آن فريق ضلالت طريق از نيزه‌بازى و رخش‌تازى مىتنيدند ، به يك حمله مثل پردهء عنكبوت مىدريد » ( 468 ) در قطعه بالا چنان‌كه مىبينيم نويسنده از اصطلاحات موسيقى و تناسب‌هاى فن نسّاجى استفاده كرده است . در نمونهء زير ، جنگ تن به تن با دقت و ظرافت خاصى توصيف شده است :
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 18 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى